فایل صوتی برای نابینایان، در انتهای این مقاله

Article Information
Article Title: آنالیز یک اشتباه علمی
Author: Faramarz Tabesh
ISNI: 0000 0005 2737 2290
Affiliation: Founder and Director, Research Institute Andishe Online Germany (AOG)
ISNI: 0000 0005 2724 714X | Ringgold ID: 823032
Journal: Andishe | ISSN: 1619-9898
Language: Persian-Farsi
Article Type: Interdisciplinary Sciences (also known as Integrative Sciences)
Keywords:
Ontology, Cognitive Discussion, Scientific Analysis, Conceptual Misconceptions, Epistemology, Interdisciplinary Critique, Philosophy of Mind.
Publication Dates:
Persian (Revised Edition): Published on March 10, 2023
English: Published on April 3, 2025
Archive Code: AOG-2025-FA | Encoded Title String: Hkhgdc , fvvsd dö lrhgi
شایانِ توجه است که ما در پژوهشکدهٔ اندیشهٔ آنلاینِ آلمان، با هدفِ عربیزدایی از زبانِ پارسی، تنوینِ نصب را بهصورتِ «ن» پارسی مینویسیم.
مثال:
ضمناً > ضمنن
مثلاً > مثلن
غالباً > غالبن
تقریباً > تقریبن
بازگشت به بخش
علوم تلفیقی
مبحث دوم: آفرینش؛ ایجاد موجودات سیاره زمین
آنالیز یک اشتباه علمی
A critical evaluation of a scientific misstep
« به علت طولانی بودن مقاله حاضر و به دلیل آنکه قسمت اول آن از نظر محتوای متن، یک موضوع مستقل محسوب می شد، این قسمت تحت نام «نکاتی که در تهیه یک مقاله معتبر باید رعایت شوند» به بخش «ادبیات» در سایت پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان انتقال داده شد.» برای مطالعه این مقاله کلیک کنید.
چکیده
این مقاله به آنالیز و نقد روششناختی اظهارات پروفسور شان کرول، فیزیکدان و کیهانشناس برجسته آمریکایی، در خصوص «ناممکن بودن زندگی پس از مرگ» بر پایه قوانین فیزیک و نظریه میدان کوانتومی میپردازد. پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان با اتخاذ رویکردی علمی-فلسفی و مبتنی بر علوم تلفیقی، نشان میدهد که جزمگرایی علمی (دگماتیسم) و عدم تفکیک دقیق میان مفاهیمی چون روح، روان، هوشیاری و ذهن، منجر به خلط مبحث و استنتاجات شتابزده در میان برخی دانشمندان آتئیست شده است. در این تحلیل، با استناد به مبانی فیزیک کوانتوم، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ و دستاوردهای نوین برگرفته از آنتولوژی استاد الهی درباره خلقت و ابعاد کوانتومی ماده و انرژی، اثبات میشود که قوانین کنونی فیزیکِ ماده تنها بخش محدودی از شالوده هستی را پوشش میدهند و نفی جاودانگی هوشیاری، فاقد پشتوانه معتبر علمی و منطقی است.
نقطه شروع
صبح چند روز پیش، قبل از پرداختن به کارهای دیگر، طبق عادت همیشگی سرگرم مطالعه برخی مطبوعات و نشریات اینترنتی فارسی و غیرفارسی بودم که در یک نشریه اینترنتی فارسی که دارای مواضع صحیح سیاسی نیز میباشد، سرتیتر یک مقاله عجیب نظر مرا جلب نمود. عنوان این مقاله «کیهانشناس و استاد فیزیک آمریکایی: زندگی پس از مرگ ناممکن است» [سند ۱] بود. با ورود به اصل مقاله و مطالعه آن، نه تنها بر تعجب من افزوده شد، بلکه به چند دلیل، کمی برافروخته شدم.
دلیل اول آنکه این مقاله بدون ارائه هیچگونه سندی انتشار یافته و حتی نام مترجم، تهیهکننده و یا لینک منبع اصلی خبر آن نیز عنوان نشده بود. بدیهیست فقدان این اطلاعات ضروری، از اعتبار یک مقاله میکاهد، زیرا بدون دسترسی به اصل مقاله، برای یک پژوهشکده معتبر که اتفاقن در چنین زمینههایی نیز فعال است امکان آنالیز و بررسی آن به زبان اصلی وجود ندارد.
دلیل دوم، آرگومانهای بسیار کودکانهای بود که پروفسور شان کرول [۱] که استاد فیزیک در دانشگاه فناوری کالیفرنیا و یک آتئیست معروف است، بدان آویخته بود. دلایل بیسند و بیپشتوانه عقلی و منطقی ایشان مرا به یاد همتای آتئیستشان، یعنی استفن هاوکینگ [۲] انداخت که به آسمان نگاه میکرد و به سادگی میگفت:
«خدا وجود ندارد و ما تنها موجودات این پهنه هستی هستیم.» [سند ۲]
و البته بدون ارائه هیچ گونه سند و یا بیان فکتهای لازم.
در این راستا ابتدا تصمیم گرفتم تا با یافتن اصل مقاله، آن را به زبان انگلیسی در نشریه اینترنتی ساینتیفیک امریکن [۳] نقد کنم، اما متأسفانه این مقاله را در آنجا نیافتم، از اینرو تصمیم گرفتم ورژن فارسی آن را آنالیز کنم تا شاید از این راه، به حداقل تعدادی از جوانان ایرانی هوشمند و خوشذوق و خلاق این نسل، این ایده القا شود که هیچ مطلبی را چه علمی و چه غیرعلمی، بدون در نظر گرفتن درجه اعتبار آن مطالب، به سادگی نپذیرند، زیرا این جوانان قرار است آینده کشورشان را، این بار بهطرز صحیح آن، هدایت کنند.
مراحل میانی
در این راستا قبل از آنکه به تحلیل علمی مقاله دکتر کرول بپردازیم، لازم است به طور کلی چند نکته اساسی را بررسی کنیم تا درک نحوه آنالیز مطالب در پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان و آنچه ما در تحلیلهای خود در نظر میگیریم، برای خوانندگان روشن شود:
۱- ملاک تشخیص معتبر بودن یک مقاله
محتوای یک مقاله میتواند مغایر با نقطه نظرات شما درباره موارد مورد بحث در آن مقاله باشد. این مهم نیست، مهم آنست که آن مقاله دارای اعتبار باشد و اعتبار یک مقاله نیز بر اصول زیر استوار است:
- الف- ارائه اسناد لازم در متن، در مورد ادعاهای نویسنده
- ب- ریفرنس به اصل مطلب و نویسنده آن مطلب یا نقل قول در متن مقاله
این یک بیاخلاقی بزرگ است که شخصی مطالب تحقیقی و پژوهشی دیگران را بردارد و به نام خود جا بزند. سالها پیش، یکی از اقطاب یک سلسله درویشی، همه گفتارهای چاپ شده استاد الهی را برداشته و در کتابی مجعول به نام خود انتشار داده بود. البته بعدها نه خودش ماند و نه سلسلهاش.
- پ- توضیح برخی مطالبی که مستقیمن در متن، مورد بحث نمیباشند، اما دانستن آنها به خواننده در فهم مطلب کمک میکند، البته بهصورت زیرنویس.
- ت- ارائه لینک اصل مقاله، در صورتی که آن مقاله به زبانی دیگر نوشته شده است و یا مربوط به شخص دیگری میباشد.
- ث- در صورتی که اسامی خارجی به فارسی نوشته شدهاند باید در زیرنویس، آن اسامی به زبان اصلی آورده شوند.
- ج- ریفرنس در متن به مقالات نوشتاری، صوتی و یا صوتی-تصویری که میتوانند به درک مفاهیم ارائه شده بیانجامند.
- چ- مسائل مربوط به ویراستاری، از جمله پاراگرافبندی و انتخاب سرتیترهای مناسب و مانند آن نیز در اعتبار یک مقاله موثر هستند.
- ح- نویسنده باید از هتاکی، درشتگویی و اتهامزنی بپرهیزد و انتقاد خود را در نهایت احترام بیان کند.
البته مسائل دیگری نیز در اعتبار یک مقاله موثر میباشند. برای مثال منطق و آرگومان بهکار رفته در مدلل نمودن ادعای مورد بحث و مطالبی از این دست.
۲- روش صحیح مقالهنگاری
- الف- مقالهنویس باید قبل از شروع به کار بر روی پروژه خود، دقیقن بداند چه مفهومی را میخواهد انتقال دهد و هدف اصلی او از این کار چیست.
- ب- باید ابتدا همه مدارک و اسناد خود را جمعآوری کرده باشد.
- پ- و مهمتر از آن، همه شرایطی را که در بند اول «ملاک تشخیص معتبر بودن یک مقاله» بدان اشاره شده است را رعایت نماید.
۳- هزینههای تعیین شده دانشگاهها برای تحقیقات
هر دانشگاه و هر مرکز علمی، بودجهای خاص را به تحقیقات در زمینههای مختلف مربوط به آن موسسه اختصاص میدهد. بسیاری از افراد شاغل در این مراکز با لقب و عنوان دکتر (دارای دکترا در یک رشته علمی) و یا پروفسور از این بودجه سود میجویند و در مقابل، مجبور هستند در مدتی خاص، نتیجه تحقیقات خود را اعلام دارند، در غیر اینصورت بودجه اختصاص یافته به آن پروژه قطع خواهد شد. بدیهیست این امر میتواند بر اعتبار یک پروژه تأثیر منفی بگذارد.
در این ارتباط باید دانست در سال ۲۰۲۰ تنها در ایالات متحده آمریکا، رقم ۶۱۲ ,۷۱۴ میلیارد دلار صرف پژوهش و توسعه شده است
[سند ۳].
۴- سادهاندیشی عوام در پذیرش اظهارات محققین دانشگاهی
متأسفانه در جوامع ایرانی در سراسر جهان، میل به مطالعه در زمینههای علمی، فلسفی، ادبی، تاریخی و متافیزیکی بسیار پایین است. در این ارتباط به نظر میرسد که آنچه فاقد آن هستیم، میل به مطالعه نیست بلکه علاقه به موارد خاصی میباشد که دانستن آن تأثیری بر زندگی ما ندارد.
برای مثال میبینیم یک شخصی که سر و صورت خود را خالکوبی کرده است، بیش از یک میلیون دنبالکننده دارد!! و این در حالی است که خوانندگان یک مقاله در زمینههای یاد شده فوق شاید به بیست هزار نفر هم نرسند. یا آنکه بسیاری از ایرانیها اسم همه هنرپیشهها را میدانند و از همه ریزهکاریهای زندگی شخصی آن هنرپیشه، چه خارجی و چه ایرانی، مطلع هستند، اما کمتر کسی قادر است نقش و بازیگری او را در یک فیلم خاص، تجزیه و تحلیل کند. زیرا مورد اول در ارتباط با آرزوهای این عوام است، در حالی که در مورد دوم، نیاز به تفکر میباشد که البته کاریست دشوار!
به همین صورت، اگر یک پروفسور دانشگاه مسئلهای را عنوان کند، آن مطلب برای اکثر مطلق ایرانیها، مانند وحی مُنزل پذیرفته میشود و مانند یک دگما، دیگر نمیتوان در مورد آن بحث نمود. باید توجه داشت که این امر، یک سادهاندیشی میباشد که عوام و حتی برخی تحصیلکردگان ایرانی بدان دچار میباشند، حال آنکه این معضل در این حجم، لااقل در آلمان، کشوری که من در آن، دوران جوانیام را طی کردهام وجود ندارد و حتی اکثر مردم عادی مطالبی از این دست را به چالش میکشند.
همانطور که در مقالات پیشین نیز بدان اشاره نمودم، در میان ما ایرانیان وضع چنین است که:
«عوام بدون هیچ سند و یا تفکر تحلیلی، تنها بر اساس القائات و احساسات، یا یک مطلب را دربست میپذیرند و یا آن را از اساس رد میکنند. از طرف دیگر نخبگان نسبی نیز بدون سند میگویند و بدون سند مینویسند. در این میان به ویژه کپیکاری از یکدیگر نیز یک معضل اخلاقی جدی در بین ما ایرانیان است.»
۵- چهار دسته پروفسور دانشگاهی
- الف- پروفسورهای مدرس. این افراد در دانشگاهها به تدریس مشغول هستند، بدون آنکه در محتوای اصلی مطالب و مواد درسی تغییری بدهند.
- ب- پروفسورهایی که ریاست بخشهای مختلف دانشگاه و یا مراکز پزشکی را برعهده دارند.
- ت- پروفسورهای محقق و پژوهشگر که در رشته تخصصی خود برای اثبات پارادایمهای ثبت شده در آن زمینه و یا برای ارائه یک پارادایم جدید [سند ۴] به تحقیق مشغول هستند. مانند هایزنبرگ [۴] و تحقیقات او بر روی خاصیتهای مربوط به ذرات، مانند یافتن مکان و زمان در تحولات فرمیونها که منجر به ارائه «اصل عدم قطعیت» [سند ۵] شد و یا تحقیقات ماکس پلانک [۵] بر روی ماده سیاه و یا جان هاسبروک ون ولک [۶] بر روی طیف نور، اینشتین بر روی فضا-زمان و حرکات نور و افرادی از این قبیل. همه این تحقیقات بهدقت مستند شدهاند و از ادعا و تئوریپردازی بیسند بدور میباشند. این افراد دانشمندان واقعی هستند.
- ث- پروفسورهایی که با دریافت بودجههای کلان برای پروژههایی خاص، هر از چند گاهی مطالبی را، اکثرن بدون ارائه سند معتبر و تنها بر اساس تئوری و تزهایی که حتی دارای پارادایمهای علمی نیز نمیباشند، ارائه میدهند، زیرا در غیر اینصورت متهم به کمکاری میشوند و بودجه قطع خواهد شد.
این نوع فعالیتها در مراکز آکادمیک را من پژوهش شبهعلمی و فقط در حد نظریهپردازی میدانم.
- ج- افرادی که به علت وضعیتی خاص و روابط با کانالهای قدرتمند، در زمره دانشمندان جای گرفتهاند.
در این ارتباط میتوان به استفن هاوکینگ انگلیسی اشاره نمود که در واقع یک کیهانشناس و فیزیکدان نظری بود. او در اوایل جوانی حدودن در سن بیست و یک سالگی بر اثر حادثهای به بیماری ایالاس (ALS) [۷] دچار شد و پس از آن تا آخر عمرش مجبور به نشستن و حرکت بر روی چرخ و صحبت کردن با دستگاه ویژه تولید صدا شد. همه آنچه به عنوان دستاوردهای هاوکینگ از آن یاد میشود، یک رشته تئوریپردازی در مورد سیاهچالهها، ترمودینامیک و گرانش است.
من هاوکینگ را به علت اظهاراتش در مورد عدم وجود خدا، یک آتئیست میدانم [سند ۶]. این امر از نظر روانشناسی میتواند ریشه در بیماری او داشته باشد که از آن به عنوان اتفاقی وحشتناک یاد میشود. فکری شبیه اینکه:
«اگر خدا وجود داشت، اجازه نمیداد من به این سرنوشت تلخ دچار شوم، آن هم در اوایل جوانی.»
در هر حال تئوریپردازی، تنها میتواند بازتابدهنده یک ایده باشد، اما تحقیق به مفهوم اصلی آن محسوب نمیشود.
هاوکینگ به سادگی میگفت در پهنه هستی موجودات زنده وجود ندارند. کاملن بدیهی میباشد که وی برای این ادعای خود هیچگونه سندی در دست نداشت، زیرا برای اینچنین ادعایی هیچ گونه سندی نمیتواند در دست باشد.
به همین نسبت است تئوری وی مبنی بر عدم وجود خدا که دارای هیچگونه پارادایم، به عنوان پشتوانه علمی نیست. این بدان معناست که هیچ مرکز علمی در جهان یافت نمیشود که ایده وجود خدا را در کلیت خود رد کرده باشد.
۶- نگاه دانشمندان به پدیدهها از زاویهای نادرست
آلبرت اینشتین که خود یک فیزیکدان نظری بود، تحقیقات و یا بهتر است بگوییم تئوریپردازیهای فیزیکدانهایی مانند اروین شرودینگر [۸] اتریشی را یک ایدئالیسم علمی میدانست، شاید ایدئالیستی بودن افکار شرودینگر بیشتر مربوط به توجه و علاقه او به متون مقدس هندو مانند وداها بوده است. قابل توجه است که هر دوی این فیزیکدانها به پانتئیسم [۹] اسپینوزا [۱۰] معتقد بودند. ایدهای که بهطور ناقص به مسئله «خدا و انسان»، و همینطور «خدا مساوی با همه ما، طبیعت و کائنات» میاندیشد. تئوریی که سالها بعد، نقایص آن بهوسیله استاد الهی مرتفع شد و در قالبی کامل، منطقی و علمی در اختیار همگان قرار گرفت.
من معتقدم که ایدئالیستی شدن برخی تئوریهای علمی، ریشه در عدم وجود تعریفی کامل و قابل قبول از وجود مبدأ خلقت داشته است. زیرا در آن زمان هنوز آموزههای استاد الهی وجود نداشت. اما امروزه وضع از این هم آشفتهتر است و برخی از محققین نظریهپرداز آتئیست، مانند دکتر شان کرول بهراحتی سوالات بسیار مهمی که در ارتباط با جهان هستی و در ابعادی کوچکتر در مورد مکانیزم بدن فیزیکی انسان و هزاران مجهول دیگری که در این ارتباط مطرح میباشند را به زیر فرش جاروب میکنند و میگویند بهتر است به این مسائل نیاندیشیم!! (توجه شود به اصل مقاله کرول)
چه نگاه آلبرت اینشتین که بهطور کلی به مکانیک کوانتوم با نظری موافق نمینگریست و چه نظریههای سادهانگارانه و غیرمسئولانه محققین آتئیست امروزی، هیچکدام پاسخی به سوالات اساسی در مورد خلقت را ارائه نمیدهند. سوالاتی مانند آنکه:
۱- منشأ اصلی موجودی چنان پیچیده مانند انسان چیست و کجاست؟
۲- مکانیزم ایجاد فکر و پروسه محاسبات فکری و منطقی چگونه است؟
۳- منبع ایجاد احساسات عاطفی کجاست و مکانیزم بروز آن چیست؟
و البته صدها سوال اساسی دیگر که همیشه برای دانشمندان و فلاسفه مطرح بوده است. آنالیز و پژوهش در همه موارد فوق و خیلی بیش از آن، همواره در دستور کار پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان بوده است.
نقطه پایان
حال با آشنایی با روش کار ما و نکاتی که در پژوهش و آنالیز مطالب، در پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان در نظر گرفته میشوند، آشنا شدید، میتوانیم به بررسی مقاله پروفسور شان کرول بپردازیم. در مقاله حاضر مطالب دکتر کرول را مستقیمن و بدون هیچگونه تغییر در متن، از آن نشریه فارسی میآوریم و به آنالیز سطر به سطر و پاراگراف به پاراگراف آن میپردازیم.
ورژن فارسی مقاله:
کیهانشناس و استاد فیزیک آمریکایی: زندگی پس از مرگ ناممکن است
یک دانشمند کیهانشناس پس از تحقیقات جامع و گسترده درباره قوانین فیزیک میگوید که ما انسانها باید بپذیریم که زندگی پس از مرگ وجود ندارد [A]. شان کرول، استاد فیزیک در دانشگاه فناوری کالیفرنیا میگوید که انسانها بهتر است با پذیرش این موضوع به زندگی زمینی خود ادامه دهند [B].
آنالیز موضوعات پاراگراف اول:
- [A] بر چه اساسی و با چه منطقی و تحت کدام سند باید چنین امری را پذیرفت. خاصه آنکه حتی در موارد کاملن واضح مانند شکل فیزیکی سیاره زمین نیز تا بحال دیده نشده است که یک دانشمند به دیگران حکم کند که باید چنین امری پذیرفته شود.
- [B] اتفاقن با پذیرش چنین مطلب بیاساسی نمیتوان به زندگی تفکراتی ادامه داد و ذهن کنکاشگر را با ایجاد موانع مصنوعی از این دست، که نوعی دگما [سند ۷] میباشند از پرواز بر فراز آشیانه ممانعت نمود.
................................
نشریه اکسپرس به نقل از این دانشمند نوشت «قوانین فیزیک زیربنای زندگی روزمره، به طور کامل درک شدهاند» و همهچیز در قلمرو امکان رخ میدهد [A].
آنالیز موضوعات پاراگراف دوم:
- [A] اتفاقن این اظهار نظر درستی میباشد که همه چیز در قلمروی امکان رخ میدهد. با این حال قوانین فیزیک فقط در محدوده پدیدههای فیزیکی مانند قوانین حرکت، ترمودینامیک و تبادل انرژی آن هم بهطور ابتدائی معتبر است، زیرا در جهانهای ماکروسکوپی و میکروسکوپی نیز بنا بر اظهار نظر آلبرت اینشتین [سند ۸] در این مورد، به فرمولهای دیگری احتیاج است، زیرا آنجا قوانین دیگر حکمفرماست.
مضاف بر آنچه گفته شد، قوانین فیزیکی تحت هیچ شرایطی جوابگوی مسائل غیرفیزیکی مانند پروسه خواب و یا تفکرات مختلف نیست. یک نمونه آن، حالت مرگ مطلق است که یک جوگی هندی خود را ساعتها در آن قرار میدهد و پس از آن، مجددن به حالت فیزیکی نرمال وارد میشود. این آزمایش در یک مورد در بیمارستانی در فرانسه در مقابل دانشمندان انجام شد و من خود چند سال پیش، این برنامه را در یکی از کانالهای تلویزیونی آلمان مشاهده نمودم. مسلمن این امر، ناقض قوانین فیزیکی مورد ادعای آقای پروفسور کرول میباشد. [سند ۹]
مسئله مهم دیگر آن است که همین قوانین مورد نظر دکتر کرول، تنها بخش کوچکی از قوانین اصلی و پایهای میباشد که در همه سطوح جهان هستی حکم فرماست و علم هنوز کوچکترین اطلاعاتی در این مورد ندارد.
................................
او میگوید برای این که زندگی پس از مرگ وجود داشته باشد، هشیاری باید یک پدیده کاملن جدا از بدن فیزیکی ما باشد، که اینطور نیست. [A] بلکه هشیاری در سطح بسیار ابتدایی مجموعهای از اتمها و الکترونهایی است که در اساس ذهن ما را به ما عرضه میکنند [B].
آنالیز موضوعات پاراگراف سوم:
- [A] بله کاملن صحیح است و برخلاف نظر این محقق عزیز، این هشیاری، کاملن از بدن فیزیکی جداست، ولی تا زمان مرگ، با آن در ارتباط مستقیم است [سند ۱۰]. اصولن مرگ به معنی جدا شدن همین به گفته ایشان، هوشیاری، از بدن فیزیکی میباشد.
- [B] ببینید در مراکز آکادمیک جهان هنوز تمایزی مابین هوشیاری، ذهن، روح، روان و عقل قائل نمیشوند، از اینرو نمیتوانند مرگ را توضیح دهند زیرا در اصل نمیدانند در یک مرگ طبیعی چه اتفاقی افتاده که بدن فیزیکی به جسد تبدیل شده و از حرکت بازمانده است، در حالی که همه ارگانها هنوز هم سالم آنجا حضور دارند [سند ۱۱]. به این ترتیب هوشیاری برای ایشان خلاصه میشود در اتمها و الکترون و همینطور تصور اشتباه ایشان مبنی بر اینکه ذهن ما از این عناصر تشکیل شدهاند. در اینجا ایشان دچار یک سردرگمی ناشی از عدم درک صحیح از مفاهیمی است که فوقن بدان اشاره نمودم.
البته باید این امر را نیز در نظر داشت که به اصل مقاله به زبان انگلیسی دسترسی نیست و این امکان وجود دارد که مطالب ایشان، اینجا و آنجا بد ترجمه شده باشند. ولی این امر، اساس فکری ایشان را تغییر نداده است.
...............................
طبق گفته دکتر کرول، قوانین هستی[A] به این ذرات اجازه نمیدهد که پس از مرگ فیزیکی ما عمل کنند.
او میگوید: «یک مانع بزرگ و غیرقابل عبور بر سر ادعاهایی هست که میگویند برخی از اشکال آگاهی و هشیاری پس از مرگ و تجزیه بدن به اتمهای تشکیلدهنده ادامه مییابد: قوانین زیربنایی فیزیک درباره زندگی روزمره کاملا درک شدهاند و بنا بر این قوانین هیچ راهی نیست که اجازه دهد اطلاعات ذخیره شده در مغز ما تا پس از مرگ باقی بماند [B].»
آنالیز موضوعات پاراگراف چهارم:
- [A] من نمیدانم منظور ایشان از قوانین هستی چیست، زیرا در هیچ کدام از مراکز علمی جهان این قوانین کشف، دستهبندی و ثبت نشدهاند. شاید منظور ایشان قوانین ساده فیزیکی باشد که در حرکت مابین سیارات منظومه شمسی معتبر هستند. از طرف دیگر قطعن ایشان از قوانین اولیه خلقت که ما از گزارش استاد الهی از خلقت، استخراج نموده و به ثبت رساندهایم بیخبر هستند، از اینرو میتوان نتیجه گرفت که در این مورد نیز ایشان دچار همان سردرگمی در تمایز مابین مفاهیم هستند.
- [B] البته این امر صحیحی میباشد، ولی ایشان فقط یک بخش از حقیقت را درک کردهاند، زیرا به آموزشهای صحیح در این مورد دست نیافتهاند. در غیر اینصورت میدانستند که این اطلاعات در مکانی مانند هارد درایو(Hard drive or a hard disk or HDD) میدان مغناطیسی بزرگی ثبت میشود که فقط در بعد کوانتوم قابل بررسی میباشد. اما آنچه بعد از مرگ بیولوژیک باقی میماند، نه تنها این هارد درایو، بلکه خود میدان مغناطیسی کوانتومی میباشد. به همین علت، با مرگ، اطلاعات در آن میدان مغناطیسی بسیار پر انرژی باقی میماند [سند ۱۲].
................................
دکتر کرول برای پشتیبانی از این نتیجهگیری شواهدی از «فرضیه میدان کوانتوم» را مطرح میکند. به زبان ساده، این فرضیه باور دارد که هر نوع ذرهای میدان خود را دارد [A].
به عنوان مثال، تمام فوتونهای جهان در یک سطح هستند، و همه الکترونها و هر نوع ذره دیگر نیز میدان مخصوص به خود را دارند [B].
آنالیز موضوعات پاراگراف پنجم:
- [A & B] فرضیه میدان کوانتوم در واقع کوششی برای ترکیب «مکانیک کوانتوم» و «الکترودینامیک» کلاسیک در قالب فرمولهای ریاضی میباشد تا بتواند از این راه، به سطح نوینی از درک حرکات فرمیونها دست یابد. اما این فرضیه در هر حال فقط یک تز میباشد که حتی ممکن است بر اساس واقعیات و کشفیاتی نیز بنا شده باشد، ولی در هر حال شامل همان اظهار نظر آلبرت اینشتین میشود که این نظریهپردازیها را ایدهآلیسم علمی میدانست.
با این حال باید تأیید نمود که نتیجهگیری این فرضیه مبنی بر اینکه «هر نوع ذرهای میدان خود را دارد» نظریه صحیحی میباشد که در قدمهای ابتدائی با نظریه ما در پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان در مورد میدانهای کوانتومی، سازگار است. اتفاقن اگر همین یک اصل مورد تأیید دکتر کرول را با نظریه اصل جاودانگی ماده و انرژی اینشتین ادغام کنیم، و البته با توضیحات تکمیلی ما در پژوهشکده، به این نتیجه خواهیم رسید که زندگی بعد از مرگ، یک حقیقت حتمی و غیرقابل تردید است.
................................
دکتر کرول میگوید که اگر زندگی پس از مرگ ادامه پیدا میکرد، آزمایش روی میدان کوانتوم میتوانست «ذرات روح» و «نیروهای روح» را آشکار کند. [A]
آنالیز موضوعات پاراگراف ششم:
- [A] فکر میکنم این اظهار نظر، یک خطای فاحش مفهومی به تمام معناست، زیرا زمانی که اصولن شما نمیدانید روح [سند ۱۳] چیست و در حوزه تحقیقات شما حتی یک پارادایم علمی نیز در این مورد وجود ندارد، بر چه اساس و چگونه میخواهید به شواهد وجود آن دست یابید. روش شما در نهایت آن خواهد بود که از طریق آزمایشات بسیار ابتدائی، اما بسیار پرهزینه بر روی ذرات و هادرونها، شبیه آنچه در سرن [۱۱] سوئیس انجام دادهاید، به ذراتی دست یابید که شاید در اساس، ذره، آنطور که شما میپندارید نیستند، بلکه نوعی انرژی ناشی از یک میدان مغناطیسی ویژه محسوب میشوند.
از آن گذشته تا به امروز، دانشمندان با آزمایشات و پروژههای بسیار پرهزینهای که در این رابطه به انجام رسیدهاند، هنوز شواهد تجربی قاطعی برای بسیاری از پیشبینیهای فراتر از مدل استاندارد به دست نیامده است. برای اثبات این ادعا، فقط کافی است به برخی مقالات خانم پروفسور زابینه هوسنفلدر [سند ۱۴] که یک فیزیکدان نظری و همزمان یک ژورنالیست علمی در آلمان میباشد نظری بیاندازید تا ببینید، چنین آزمایشاتی هنوز با واقعیت نهایی فاصله زیادی دارند. پس از نخستین دوره فعالیت LHC، یک کنفرانس علمی پر سر و صدا براه انداختند و برخی افراد خوش ذوق از کشف «ذره خدا»!! سخن گفتند که در واقع بوزون هیگز بود. این همه هیاهو، در حالی صورت گرفت که هزینههای این پروژه بسیار سنگین بود؛ ازاینرو این پرسش مطرح میشود که آیا دانشمندان دستاندرکار پروژه از اعتراض مالیاتدهندگان هراس داشتند که مبادا از آنان پرسیده شود دستاورد نهایی چنین پروژهها و آزمایشات چند میلیارد دلاری، فراتر از تأیید بوزون هیگز، چه بوده است؟ این در حالی است که مفهوم «ذره خدا» یا «ذره الهی» [سند ۱۵] سالها پیش توسط استاد الهی تشریح شده و ماهیت و سازوکار آن نیز در ساختار روح ملکوتی توضیح داده شده است. با این حال، این دیدگاهها تاکنون از نظر علمی و بر اساس معیارهای علم معاصر، بهطور تجربی تأیید نشدهاند.
گفته میشود، بسیاری از فیزیکدانهای دانشمند و محقق سرشناسی چون اروین شرودینگر اتریشی و یا نیلز بور [۱۲] دانمارکی از علاقهمندان جدی چهار کتاب مقدس هندو یا همان وداها بودهاند، زیرا آنها به فراست به این واقعیت رسیده بودند که با علم کنونی، به هیچ عنوان به پاسخ صحیحی در مورد ایجاد خلقت دست نخواهند یافت.
بهطور کلی من معتقدم که ایده بیگ بنگ را این دانشمندان از کتابهای مقدس متفاوت هندو، یهودیت و عقاید فیلسوفان بنام یونانی که خود، از شاگردان یک فیلسوف و عارف فرزانه ایرانی زرتشتی به نام اوستانس [سند ۱۶] بودند گرفتهاند، زیرا در همه این متون به این امر اشاره شده است که ابتدا، همه چیز از یک نقطه نورانی متمرکز آغاز گشت.
در این رابطه مدتی پیش شروع به نوشتن مقالهای علمی نمودم، ولی بهزودی متوجه شدم که بررسی همه مطالب مطرح در ادعاهای غیرواقعی فیزیکدانهایی مانند کرول و یا هاوکینگ مبنی بر این که علم به جایی رسیده است که قادر به پاسخ دادن به همه معضلات و سوالات میباشد، خارج از یک یا چند مقاله است، از اینرو تصمیم گرفتم این مطالب را در قالب یک کتاب مجزا آنالیز کنم.
ضمنن باید دانست که من فردی بسیار علمگرا هستم و با مطرح نمودن چنین مسائلی قصد تخطئه علم و دستاوردهای آن را ندارم، بلکه معتقدم هنوز علم در همه سطوح، به غیر از تکنولوژی، دوران جنینی خود را طی میکند و در آینده جهشهای عظیمی را در آن شاهد خواهیم بود و این در حالی است که از نظر تکنیکی پیشرفتهای قابل توجهی را داشتهایم.
................................
این کیهانشناس در نشریه «ساینتیفیک امریکن» (Scientific American) نوشت: «اگر واقعا چیزی جز اتمها و نیروهای شناختهشده وجود نداشته باشد، هیچ راهی نیست که روح بتواند از مرگ جان سالم به در ببرد [A].»
او نوشت: «باور به زندگی پس از مرگ، به قوانین فیزیک فراتر از مدل استاندارد نیاز دارد. مهمتر از همه این که برای ارتباط با اتمیهایی که داریم به قوانین فیزیک جدید نیاز داریم [B].»
آنالیز موضوعات پاراگراف هفتم:
- [A] این نظریه همان تز بسیار دگم و یکسونگرانه میباشد که استفن هاوکینگ و دوستان ایشان در مورد علم بدان دچار بودند و با نادیده گرفتن هزاران سوالی که علم حتی در حد یک تئوریپردازی منطقی قادر به حل آن نبوده، معتقد بودند که علم به بالاترین حد خود رسیده است. در اینجا دکتر کرول لااقل یک «اگر» در ابتدای اظهار نظر خود گذاشته است که تز او را شرطی میکند، اما با این حال این تز از نظر هر شخصی که دچار دگماتیسم علمی نباشد، یک مسئله غیرقابل قبول است، زیرا به غیر از اتمها و نیروهای شناخته شده که یقینن منظور وی چهار نیروی پایهای [سند ۱۷] فیزیک ذرات است، فنومنهای بسیار زیادی وجود دارند که علم هنوز از آنها آگاه نیست.
با تدقیق دانشمندان در آموزشهای استاد الهی که تجلی آن در مقالات پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان، به ویژه در بخش «علوم تلفیقی» قابل مشاهده است، این امر در آینده تصحیح خواهد شد.
از آنجا که پیشفرض آقای دکتر کرول غلط است، نتیجهگیری او نیز صحیح نمیباشد.
- [B] با این قسمت از فرمایشات دکتر کرول کاملن موافق هستم. اما عجیب اینجاست که همین اظهار نظر، خط بطلانی بر اصل تز ایشان مبنی بر اینکه زندگی پس از مرگ ممکن نیست میکشد. بله یقینن نیاز به قوانینی فراتر از مدل استاندارد حس میشود و این امر چیزی است که بسیاری از دانشمندان بدان معتقدند.
کشف قوانین ازلی و پایهای خلقت [سند ۱۸] که ما از گزارش استاد الهی در مورد ایجاد جهان هستی استخراج، دستهبندی و تفسیر نموده و ارائه دادهایم، یقینن قوانین فیزیکی دیگری را طلب میکند و همه آنچه ما تا بحال در این راستا ارائه دادهایم نیز هنوز دوران جنینی این تفسیرات میباشد و در آینده، دانشمندان این راه، این قوانین فیزیکی و فرمولهای ریاضی مربوطه را نیز کشف خواهند نمود.
................................
دکتر کرول نوشت: «در چارچوب نظریه میدان کوانتوم، مجموعه جدیدی از ذرات روح و نیروهای روح که با اتمهای معمولی ما برهمکنش دارند، نمیتواند وجود داشته باشد زیرا اگر چنین بود آنها را در آزمایشهایمان شناسایی میکردیم [A].»
آنالیز موضوعات پاراگراف هشتم:
- [A] در این رابطه فقط میتوانم بگویم، علم در آزمایشگاه هنوز حتی دلیل ایجاد و بروز ویروسهای نوظهور [سند ۱۹] را نیز نیافته است و بنابراین انتظار اینکه بشود در این آزمایشگاههای کنونی، نیروهای روح که مربوط به بعد کوانتوم جسم میشوند را یافت، یک انتظار دور از واقعیت میباشد. با این حال در آینده این کار انجام خواهد شد.
برای اثبات آرگومنتی که بر ضد نظریه دکتر کرول ارائه دادم، خوانندگان این مقاله را به مطالعه مقاله «اصل عدم قطعیت» [سند ۲۰] دکتر ورنر هایزنبرگ ارجاع میدهم که در آنجا او میگوید به هر اندازه که بخواهیم دقیقتر محل یک ذره را مشخص کنیم، به همان اندازه تعیین سرعت ذره مشکلتر میشود. با این وصف انتظار اینکه در آزمایشگاههای کنونی بشود ذرات روح!! را کشف کرد، خارج از حد تصور است.
.......................................
او گفت وقتی که تمام دانشمندان این را بپذیرند، آنوقت میتوانند شروع به درک این موضوع کنند که ذهن انسان چگونه عمل میکند [A].
او میگوید: «دلیلی ندارد درباره ایدههای ناسازگار با دانستههایمان درباره علم مدرن، بیاعتنا و تجاهلمآبانه موضع بگیریم [B]. وقتی که به تردید برای مواجهه با این مسئله غلبه کنیم میتوانیم به پرسشهای جذابتری بپردازیم، از جمله این سوال که عملکرد هشیاری انسان چگونه است [C].»
آنالیز موضوعات پاراگراف نهم:
- [A] اتفاقن باید بگویم که شما تا زمانی که نتوانید درک صحیحی از مفهوم روح، روان [سند ۲۱]، عقل حیوانی، عقل انسانی [سند ۲۲] و دیگر مفاهیم از این دست را بدست آورید هرگز به این حقیقت پی نخواهید برد که ذهن چیست، زیرا برای درک آن، ابتدا باید عمیقن دریابید که جاودانگی پدیدهها یعنی چه، از اینرو مجبور میشوید تئوریهایی را ارائه دهید که حتی برای خودتان هم دلچسب نیست، زیرا آن بودجههایی را که دریافت میدارید شما را وادار به این کار میکند.
- [B] این نوع طرز فکر مرا به یاد خشکهمقدسانی میاندازد که حتی حاضر نیستند به جز دگماهای خود، درباره مسائل دیگر که در تضاد با آن دگماها میپندارند، بیاندیشند. حال وضعیت فکری یک متعصب مذهبی قابل درک است، اما زمانی که شما این مدل فکری را در یک پروفسور فیزیک نظری یک دانشگاه برجسته آمریکایی مشاهده میکنید، سخت دچار نگرانی میشوید که آیا تحقیقات چنین فردی با چنین تصوراتی، قابل اعتنا میباشند یا خیر؟
من فکر میکنم عقاید سخت آتئیستی ایشان باعث ارائه چنین نقطه نظری شده است، زیرا راحتترین راه همواره همانست که زباله را به زیر فرش جاروب کنیم و بگوییم مشکل حل شد.
- [C] همه آنچه در این قسمت در بند [A] ارائه دادم، برای مسئله هوشیاری نیز صدق میکند.
توصیه من به دوستان، به ویژه به جوانان نسل جدید آن است که:
«خرد آن نیست که هر آنچه با یافتههای ذهنی شما سازگار نباشد به دور بریزید، بلکه آن است که قادر باشید ابتدا آن مطالب را درک و سپس به طریق علمی و منطقی آنالیز نمایید. در غیر اینصورت بهتر است در آن مورد اظهار نظر نکنید، ولو آنکه یک مدرس دانشگاه باشید.»

اسناد
[1] منبع مقاله دکتر شان کرول به فارسی:
به نقل از ایندیپندنت فارسی شنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۱ برابر با ۴ مارس ۲۰۲۳ ۱:۱۵ با لینک زیر:
د[2]در نشریه تایم اینترنتی با لینک زیر
[3] بنابر آمار موسسه او ای سی دی: OECD
[4] توجه شود به مقاله «اعجاز تفکرات استاد الهی در ایجاد پارادایم های جدید»، قسمت توضیح ریشه کلمه پارادایم از نظر توماس کون، به فارسی: نوشتاری. فایل صوتی و صوتی-تصویری در انتهای همان مقاله قابل دسترسی می باشد. مقاله آلمانی: نوشتاری. فایل صوتی و صوتی-تصویری در انتهای همان مقاله قابل دسترسی می باشد.
[5] مقاله نوشتاری- مقاله صوتی و صوتی-تصویری در انتهای همان مقاله در دسترس می باشد.
[6] توجه شود به گزارش مجله تایم در این مورد در لینک زیر:
[7] توجه شود به مقاله «بررسی مقوله دگماتیسم»: مقاله نوشتاری. فایل صوتی و صوتی- تصویری در انتهای همان مقاله در دسترس است.
[8] بنر اظهار نظر اینشتین در این مورد در مقاله: مروری مختصر بر دستاوردهای استاد الهی
[9] در این سایت می توانید به لینک هایی جالب در این مورد دست یابید https://viveka.de/pdf/viveka_45_Yogastudien.pdf
[10] توجه شود به مقاله بند اتصال کوانتمی: مقاله نوشتاری. صوتی و صوتی-تصویری در انتهای همان مقاله در دسترس است.
[11] مقاله مرگ بیولوژیک: مقاله نوشتاری. صوتی و صوتی-تصویری در انتهای همان مقاله در دسترس است.
[12] مقاله خودیت واقعی: مقاله نوشتاری- صوتی و صوتی-تصویری در انتهای همان مقاله در دسترس است.
[13] تعریف کلی روح، روح جمادی، روح گیاهی، روح حیوانی، روح بشری و روح ملکوتی در بخش «علوم تلفیقی» در سایت پژوهشکده.
[14] Sabine Hossenfelder
https://www.heise.de/newsticker/meldung/Missing-Link-Nichts-Neues-am-LHC-Was-nun-4221966.html
[15] توجه شود به مقاله اجزای روح ملکوتی(ذره الهی).
[16] رجوع شود به مقاله «چهار دوره تفکراتی در تمدن حاضر»: مقاله نوشتاری- صوتی- صوتی-تصویری در انتهای همان مقاله در دسترس است.
[17] نیروی هستهای ضعیف، نیروی هستهای قوی، نیروی الکترومغناطیسی و گرانش
[18] مقاله نوشتاری، فایل صوتی و صوتی-تصویری در انتهای همان مقاله در دسترس است.
[19] قسمت اول: مقاله نوشتاری ، قسمت دوم: مقاله نوشتاری، فایل های صوتی و صوتی-تصویری هر دو شماره در پایان هر مقاله در دسترس می باشند
[20] مقاله نوشتاری صوتی و صوتی-تصویری در انتهای همان مقاله در دسترس است.
[21] قسمت اول- قسمت دوم- روانشناسی کودک در بخش «علوم تلفیقی»
[22] رجوع شود به مقاله «عقل و غریزه»
زیرنویس ها
[ 1] Sean M.Carroll
[2] Stephen William Hawking
[3] Scientific American
[4] Werner Karl Heisenberg
[5] Max Karl Ernst Ludwig Planck
[6] John Hasbrouck Van Vleck
[7] ALS : Amyotrophic lateral sclerosis
[8] Erwin Rudolf Josef Alexander Schrödinger
[9] Pantheism
[10] Baruch Spinoza
[11] CERN: Conseil Européenne pour la Recherche Nucléaire
[12] Niels Henrik David Bohr
تحقیق و پژوهش : فرامرز تابش
کد مقاله در سایت پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان:
Archive Code: AOG-2025-FA | Encoded Title String: Hkhgdc , fvvsd dö lrhgi
فایل صوتی-تصویری در یوتیوب
بزودی








