فایل صوتی برای نابینایان و ویدئوکلیپ، در انتهای این مقاله
Article Metadata
Article Title:علل بروز صفات زنانه در مردان و ویژگیهای مردانه در زنان بر مبنای آنتولوژی استاد الهی
Author: Faramarz Tabesh
ISNI: 0000 0005 2737 2290
Affiliation: Founder and Director, Research Institute Andishe Online Germany (AOG)
ISNI: 0000 0005 2724 714X | Ringgold ID: 823032
Journal: Andishe | ISSN: 1619-9898
Language: Persian-Farsi
Article Type: Interdisciplinary Sciences (also known as Integrative Sciences)
:Keywords
Ontology, Cognitive Discussion, Scientific Analysis, Conceptual Misconceptions, Epistemology, Interdisciplinary Critique, Philosophy of Mind
:Publication Dates
Persian (Revised Edition): Published on August 28, 2026
English, German, French, Spanish, and Arabic Editions: Scheduled for publication on August 30, 2026
Archive Code: AOG-2025-FA | Encoded Title String: OstadElahi_FaramarzTabesh_fv,c wthj ckhki nv lvnhk , ,dCäd ihd lvnhki nv ckhk
شایانِ توجه است که ما در پژوهشکدهٔ اندیشهٔ آنلاینِ آلمان، با هدفِ عربیزدایی از زبانِ پارسی، تنوینِ نصب را بهصورتِ «ن» پارسی مینویسیم.
مثال:
ضمناً > ضمنن
مثلاً > مثلن
غالباً > غالبن
تقریباً > تقریبن
علل بروز صفات زنانه در مردان و ویژگیهای مردانه در زنان
بر مبنای آنتولوژی استاد الهی
،به مناسبت یکصد و سیویکمین سالروز تولد استاد نورعلی الهی (۱۸۹۵–۱۹۷۴)، اندیشمند و متفکر برجسته در حوزه معنویت و آنتولوژی (هستیشناسی)
با ارائه این کار پژوهشی به شخصیت و دستاوردهای ایشان ادای احترام می کنیم.س
ترنس لوکیشن کروموزومی و ایجاد اولین انسان بر روی زمین
به مناسبت یکصد و بیست و هشتمین تولد استاد الهی
خواب یک پروانه
نخبه کیست؟
خرافه، مفهومی غیرقابل تفسیر
خواهران ارزشی- برادران کارامازوف
مارکس و مارکسیسم زیر ذره بین
نمونه ای از طنبورنوازی استاد الهی
فراماسونری- قسمت اول
آتئیسم، آنالیز و ریشه یابی
جهش کوانتمی روح
اعجاز تفکرات استاد الهی در ایجاد پارادایمهای جدید
چکیده
این پژوهش — برگرفته از کتاب «زیستشناسی بعد دوم» و تدوینشده به مناسبت صد و سی و یکمین سالگرد بزرگداشت استاد الهی — با گذر از فرضیههای عمومی زیستی، مدلی نوین بر پایه «نظریه کوانتومگنتیک» و رویکرد «علوم تلفیقی» برای تحلیل ساختاری تفاوتهای جنسی ارائه میدهد. تمرکز اصلی مقاله بر تبیین سازوکار دقیق تعامل ابعاد فرامادی (کوانتمی) با فرایندهای بیولوژیک در تعیین جنسیت، و نیز نحوه شکلگیری طیفهای گوناگون صفات زنانه و مردانه است.
بر اساس این مدل علمی، تعیین جنسیت و میزان بروز صفات، ماحصل غلبه بار مغناطیسی کوانتومگنتیک های (نر یا ماده) در «ابر کوانتمی» هنگام لقاح است. این نیرو از طریق سیگنالدهی ویژه به میتوکندریها و تنظیم میزان تجزیه پیوندهای ATP، انرژی حرکتی اسپرمهای دارای آلوزوم X یا Y را هدایت میکند. در این چارچوب، غلبه ۵۱ درصدی پتانسیلهای نر یا ماده، جنسیت فیزیکی را تعیین میسازد، در حالی که ۴۹ درصد باقیمانده، طیف بروز صفات روانی، ظاهری و رفتاری را در قالب ۷ تیپ روحی و ۱۴ امکان ترکیبی شکل میدهد. همچنین این نوشتار نقش پتانسیلهای پوزیترونی، بعد کوانتمی مادر و انرژی افکار والدین را در هنگام انعقاد نطفه بر فرایند بازترکیب ژنتیکی و هدایت سنتز پروتئینها تبیین مینماید.
در نهایت، این مطالعه با تمایز نهادن میان بررسی آنتولوژیک الگوهای زیستی و ارزش ذاتی انسانی، تاکید میورزد که وجود تنوع در صفات یا عدم انطباق برخی ترکیبات دگرباشان با الگوهای معمول تولیدمثل در طبیعت، نافی حقوق بنیادین افراد نبوده و پاسداشت از ارزش اصالت انسانی و حقوق برابر شهروندی تمامی انسانها، فارغ از تفاوتهای زیستی و جنسیتی، یک اصل غیرقابلعدول است.
مقدمه
دگرباشان جنسی و جنسیتی به افرادی اطلاق میشود که گرایش جنسی (Sexual Orientation)، هویت جنسیتی (Gender Identity) یا بیان جنسیتی (Gender Expression) آنان با الگوهای غالب و هنجاری جامعه یکسان نیست. این عنوان مفهومی گسترده است و گروههایی مانند همجنسگرایان (Gay/Lesbian)، دوجنسگرایان (Bisexual)، پنسکشوالها (Pansexual)، افراد تراجنسیتی (Transgender)، افراد نانباینری (Non-binary)، جندرکوئیر(Genderqueer)، جندر فلوئید (Gender-fluid) و افراد اینترسکس (Intersex) را دربر میگیرد. همچنین اصطلاحLGBTQ+ عنوانی فراگیر برای مجموعه گستردهای از گرایشها، هویتها و تنوعهای جنسیتی است. باید میان گرایش جنسی، هویت جنسیتی، ویژگیهای جنسی (Sex Characteristics) و بیان جنسیتی تمایز قائل شد، زیرا این حوزهها مستقل از یکدیگرند و میتوانند در ترکیبهای متفاوتی در یک فرد وجود داشته باشند.
از دیدگاه علمی، تاکنون علت واحد، قطعی و مورد اجماعی برای شکلگیری تنوع در گرایش جنسی یا هویت جنسیتی شناسایی نشده است. پژوهشها نقش مجموعهای از عوامل ژنتیکی، زیستی، هورمونی، پیش از تولد، عصبی و رشدی و نیز عوامل محیطی و اجتماعی را بررسی کردهاند، اما هیچ عامل منفردی قادر به توضیح کامل این تفاوتها نیست. بنابراین، درباره منشأ و سازوکار دقیق این پدیده همچنان عدم قطعیت علمی وجود دارد. در عین حال، سازمان جهانی بهداشت تصریح میکند که گرایش جنسی بهخودیخود اختلال یا بیماری روانی محسوب نمیشود و در ICD-11 (International Classification of Diseases, 11th Revision) نیز هویتهای تراجنسیتی (Transgender Identities) و تنوع جنسیتی (Gender Diversity) از طبقه اختلالات روانی خارج شدهاند.
در این نوشتار پژوهشی، که بر اساس دیدگاهها و آموزههای استاد الهی، موسیقی دان، محقق و آنتولوژیست (Ontologist) شناختهشده، تنظیم شده است، تلاش شده است با بهرهگیری از رویکرد «علوم تلفیقی» (Integrated Sciences)، مبانی علمی تفاوت یا تغییر در بروز و ترکیب صفات منتسب به زنانه و مردانه و نیز میزان این تغییرات بررسی شود. از آنجا که پرداختن و تحلیل یکایک انواع دگرباشی جنسی و جنسیتی در محدوده یک مقاله نمیگنجد، بررسی تفصیلی این موضوعات میتواند در یک یا چند جلد کتاب مستقل ارائه شود.
از دیدگاه علمی، تاکنون علت واحد، قطعی و اثباتشدهای برای شکلگیری تنوع در گرایش جنسی یا هویت جنسیتی شناسایی نشده است. پژوهشها نقش مجموعهای از عوامل ژنتیکی، زیستی، هورمونی، پیش از تولد، عصبی و رشدی و نیز عوامل محیطی و اجتماعی را بررسی کردهاند، اما هیچیک از این عوامل بهتنهایی نمیتواند تفاوتهای موجود میان افراد را توضیح دهد و درباره سازوکار دقیق پیدایش این ویژگیها همچنان عدم قطعیت علمی وجود دارد. بنابراین، در حال حاضر نمیتوان بر اساس یافتههای علمی یک نظریه علتشناختی قطعی و مورد اجماع درباره منشأ این پدیده ارائه کرد.
در عین حال، اجماع علمی موجود این است که گرایش جنسی، بهخودیخود بیماری یا اختلال روانی محسوب نمیشود. از این رو، باید میان دو گزاره تمایز قائل شد: نخست، اینکه علم تاکنون علت دقیق و قطعی این تنوع را تعیین نکرده است؛ و دوم، اینکه این تنوع بهخودیخود یک اختلال پزشکی یا روانی تلقی نمیشود.
برای نمونه، سازمان جهانی بهداشت تصریح میکند که گرایش جنسی بهخودیخود یک اختلال یا بیماری روانی محسوب نمیشود و درICD-11 نیز هویتهای تراجنسیتی و تنوع جنسیتی دیگر در طبقه اختلالات روانی قرار نمیگیرند.
در این نوشتار پژوهشی، که بر اساس دیدگاهها و آموزههای استاد الهی، متفکر و آنتولوژیست شناختهشده، تنظیم شده است، تلاش شده است با بهرهگیری از رویکرد «علوم تلفیقی»، دستکم مبانی علمی تفاوت یا تغییر در بروز و ترکیب صفات منتسب به زنانه و مردانه و نیز میزان این تغییرات بررسی و تعیین شود. بدیهی است که بررسی و تحلیل یکایک گونههای مختلف دگرباشی جنسی و جنسیتی در محدوده یک مقاله امکانپذیر نیست و ارائه نتایج تفصیلی چنین مطالعاتی مستلزم انتشار آنها در قالب یک یا چند جلد کتاب خواهد بود.
با هر رویکردی که این موضوع مورد بررسی قرار گیرد، از منظر دیدگاه مطرحشده در این پژوهش میتوان این پرسش را مطرح کرد که آیا برخی از اَشکال این تنوع با الگوهای معمول تولیدمثل و تفاوتهای زیستی جنسی که در طبیعت مشاهده میشوند، انطباق کامل دارند یا خیر. با این حال، طرح این پرسش نباید به نادیده گرفتن شأن انسانی افراد منجر شود. تمامی این افراد، صرفنظر از گرایش جنسی یا هویت جنسیتی خود، دارای شأن و حقوق انسانی هستند و، مانند هر شهروند دیگر، تا زمانی که قوانین پذیرفتهشده در یک نظام دموکراتیکِ مبتنی بر اصول حقوق بشر را نقض نکرده باشند، باید از احترام و حقوق برابر با شهروندان دیگر برخوردار باشند. از نظر نگارنده، هرگونه رفتار تحقیرکننده، توهینآمیز یا ناقض شأن انسانی این افراد باید قابل پیگیری قانونی باشد.
در انتها لازم به توضیح است، همان طور که قبلن هم اشاره شد، از آنجا که آنچه در ادامه مطالعه خواهید نمود تنها بخش برگزیده ای از کتاب «زیست شناسی بعد دوم» می باشد، برای فهم بهتر و عمیق تر مطالب این نوشتار پژوهشی، مطالعه مقالات بخش «علوم تلفیقی» پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان، به ویژه مقاله «ظهور ویژگی های غریزی— تئوری کوانتومگنتیک» ضروری است.
دومینانس قدرت یافتن گامت نر(اسپرم) با کروموزوم X یا Y
در این میان مابین اجزای تشکیل دهنده یک ابر کوانتمی1 جدید که قرار است همراه با اثراتی دیگر، نقش روح بشری2 نسلی دیگر را برعهده گیرد، جدالی مابین جنسیت مجموعه در جریان است. اگر کوانتومگنتیک3 های نر غالب شوند، نیروی مغناطیسی ناشی از آن در مرحله تقسیم سلولی مایوز4، کروموزوم های Y را قدرت میبخشد تا یکی از آنها قدرت شکافتن پوسته تخمک و نفوذ به درون آن را داشته باشد، در این صورت جنین با داشتن دو کروموزوم XY مذکر خواهد شد. در مورد کروموزوم های جنسی زن، بار مغناطیسی مذکر و یا مؤنث از نظر جنسیت جنین بر آنها بی تأثیر است اما غلبه مغناطيس مذكر يا مؤنث در ابر کوانتمی جذب شده، بروز صفات مردانه یا زنانه چه از نظر فیزیکی و چه از نظر اخلاقی را تا مرحله بلوغ به تدریج ممکن می سازد. بدیهی است این امر در مورد کروموزوم های جنسی مرد نیز صادق است.

« ... در گروه حیواناتی که تبدیل به بشر می شوند، مخلوطی از نر و ماده هست. اگر طبیعت نر غلبه کرد آن بشر مذکر می شود، اگر طبیعت ماده غلبه کرد آن بشر مونث می شود و اگر هیچکدام غلبه نکرد آن بشر خنثی می شود. ممکن هم هست که تمام گروه نر باشند و یا تمام گروه ماده باشند. مثلا در بعضی بشرها می بینید که مرد است ولی خیلی از صفات زنانه در او هست، و یا زن است و خیلی از صفات مردانه در او هست. .......» (استاد الهی، آثار ۱- گفتار ۸۹۵، پاراگراف آخر )
طبق قانون 5Dualism یا دو سوی بودن پدیده ها، واحدهای خلقتی باید دارای دو قطب مذکر و مونث باشند. این امر موضوعی است که گیاه و حیوان شناسان بدان واقفند، حتی در بسیاری از موارد، نوع مذکر و مونث در جماد نیز تجربه و ثبت شده است. برای مثال نوعی سنگ مروارید مانند، که به زبان آلمانی 6Mondstein به مفهوم سنگ ماه نامیده می شود را مونث می شمارند. باید توجه داشت که در حال حاضر سنگ شناسان، جنسیت جمادات، به ویژه سنگ ها را از روی خواص آنها مشخص می نمایند. اما صحت این نوع دسته بندی در جمادات هنوز روشن نیست. نتیجه آنکه ابرهای کوانتمی بر حسب مقدار واحدهای روحی تشکیل دهنده خود، دارای مغناطیس مونث یا مذکر می باشند. این امر در هر مرحله باعث می شود تا ابر کوانتمی با بار مذکر، در مراحل رشد اسپرم و هنگام تقسیم سلولی مایوز (Meiosis)(میوز به فارسی)، به یکی یا همه سلولهای جنسی با تک کروموزوم Y قوت بخشد.
در جهت مخالف، در صورتی که بار ماده در این ابر خلقتی7 که آماده ورود به مرحله بشری8 است غلبه داشته باشد، آنگاه به همان صورت که گفته شد، سلولهای جنسی با تک کروموزوم X قوت می گیرند9. در این حال اسپرمی با کروموزوم X وارد تخمک شده باعث می شود جنین با دو کروموزوم XX مونث شود. البته در این امر فاکت های دیگری که باعث تغییر جنسیت جنین تا ۴ الی ۵ ماهگی می شوند، موثر می باشند که فعلن از بررسی عمیق آنها در این کتاب صرف نظر می شود.
هر گاه تعداد واحدهای خلقتی مذکر و مونث مساوی باشند، آنگاه وضعیت سوم یعنی خنثی بوجود می آید. قدرت و نیروی حرکت یک اسپرم از ارگان های کوچکی به نام میتوکندری10 (Mitochondrium) ناشی می شود که کارخانه تولید انرژی نام گرفته اند و در قسمت میانی یک اسپرم قرار دارند. میتوکندری ها دارای 11DNAی مخصوص خود می باشند که 12mtDNA نامیده می شوند. در این ارگان ها، انرژی مورد نیاز از تجزیه مولکولهای ای تی پی13 Adenosintriphosphat) )ATP بدست می آید. روح برحسب نتیجه پایان یافتن روند دومینانس دوم با ارسال سیگنال های ویژه، باعث شکستن هر چه بیشتر پیوندهای مولکولهای 14ATP در یکی از اسپرم ها می شود تا از این طریق، انرژی بیشتری آزاد گشته در اختیار اسپرم مورد نظر قرار گیرد.
میتوکندری ها برای بررسی ارتباط روح15 با جسم از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. ضمنن این ارگان ها از مادر به ارث می رسند، زیرا تتمه میتوکندریهای بخش میانی اسپرم، پس از ورود به تخمک، توسط فاکتورها و فرایندهای انهدام آنزیمی مادری (از جمله یوبیکوئیتیناسیون و میتوفاژی) بهطور کامل نشانهگذاری، تجزیه و نابود میشوند16. این امر از اهمیت ویژه ای برخوردار است، زیرا از آنجا که همه فعل و انفعالات، اعم از شیمیائی، بیوشیمیایی ، مکانیکی و غیره از طریق ارسال سیگنال های ویژه ای از روح بشری17 به بدن انجام می گیرد، نتیجتن تبدیلات انرژی و ماده به یکدیگر در بخش های مختلفی از میتوکندری ها، مانند وزیکلها18 (Vesicle) تحت تأثیرسیگنال های روح بشری مادر صورت می پذیرد، گرچه (احتمالن19) جنسیت فتوس20 را کروموزوم جنسی X یا Y اسپرم مشخص می کند. در این صورت، عمل لقاح و پروسه Recombination کروموزومی تا حد زیادی متأثر از روح بشری مادر می باشد. یکی از دلایل کشش کودکان به مادر می تواند ریشه در همین پروسه داشته باشد.

مکانیزم پیشنهادی برای قدرت یافتن یک گامت با آلوزوم (X (allosome یا Y
همانطور که فوقن مورد بررسی قرار گرفت ، جنسیت جنین بستگی تام21 به نوع آلوزوم یا کروموزوم جنسی اسپرم دارد. از آنجا که طبق یافته های کنونی بیولوژی، تنها همین عامل، جنسیت را معین می نماید، ما نیز موقتن این امر را پذیرفته، به عنوان عاملی تعیین کننده مورد بررسی قرار می دهیم، گرچه در این ارتباط عوامل دیگری نیز موثر واقع می شوند.
با در نظر گرفتن دروس یاد شده استاد الهی در این مورد، مغناطیس نر یا ماده غالب در ابر کوانتمی حیوانی که از تجمع پتانسیل های آنالوگ22 حیوانی تکامل یافته تشکیل شده است، دلیل کوانتمی قوت یافتن اسپرمی با آلوزوم (X (allosome یا Y است. به نظر می آید علم بیولوژی در شناخت آلوزوم های X و Y و روابط آنها با یکدیگر هنوز کاملن به همه اسرار آن پی نبرده باشد، زیرا طبق دروس استاد الهی، جنسیت جنین تا چندین هفته پس از بسته شده نطفه، هنوز قابل تغییر است، از اینرو باید عوامل دیگری در این امر دخیل باشند. شاید واقعیت آن باشد که عامل اصلی و تعیین کننده در این ارتباط، پتانسیل های حیوانی تکامل یافته آزادی23 هستند که هنگام ترکیب مجدد کروموزوم ها در پروسه لقاح، جذب مجموعه ای می شوند که قرار است ابر کوانتمی بشری جنین مربوطه را تشکیل دهد. برای بررسی دقیق و همه جانبه این مطلب، نیاز به پژوهشی مجزا و کامل می باشد.
در صورتی که بار مغناطیسی نر در یک ابر کوانتمی حیوانی تسلط داشته باشد، باید یک آلوزوم Y قدرت تحرک بیشتری یابد. برای این منظور یا باید تعداد میتوکندری های مستقر در بخش میانی اسپرم که حقیقتن باید آنها را کارخانه کامل ساخت انرژی دانست افزایش یابند و یا میزان تشکیل مولکولهای پر انرژی Adenosine triphosphate) ATP) که با تبدیل شدن به ((Adenosine diphosphate 24ADP و Adenosine monophosphate) ) 25AMP در میتوکندری ها، انرژی زیادی که تقریبن حدود KJ/molد ۳۲.۳ در تجزیه هر پیوند است، افزایش یابد و یا میزان این تبدیلات فزونی گیرد.
در شکل زیر، شاهد آن هستیم که ایجاد میتوکندری ها در مرحله پایانی اسپرماتوژنز26 رخ می دهد و این مرحله ای است که دومینانس دوم روحی به انجام می رسد. به عبارت دیگر، آخرین فعل و انفعالات درون یک ابرکوانتمی بشری، در دومینانس دوم از جمله، ایجاد میتوکندری های یک اسپرم می باشد.
در پروسه رسیدن یک اسپرم به تخمک و شکافتن آن عوامل دیگری نیز دخیل می باشند که در این نوشتار تحقیقاتی از بررسی آنها خودداری می شود.

نقش اساسی و مهم دیگری که کمیت مغناطیس (کوانتومگنتیک) نر یا ماده ایفا میکند، ایجاد صفات فیزیکی و روانی زنانه و یا مردانه در ابرهای کوانتمی بشری خواهد بود که در پی این دومینانس و طی دومینانس های بعدی، تشکیل خواهند شد. این عامل، در ایجاد بدن فیزیکی نر یا ماده تنها با تقریبن ۵۱٪ مغناطیس های ماده و یا نر اثر خود را خواهد گذاشت. این بدان مفهوم است که اگر تنها ٪۵۱ از پتانسیل های تشکیل دهنده روح بشری نر باشند، بدن فیزیکی نر و بالعکس ماده خواهد شد. ۴۹٪ باقی مانده، بر غلبه صفات زنانه در مردان و صفات مردانه در زنان موثر واقع خواهد شد.
در این ارتباط و در مطالعه رفتار و حالات انسانها، می توان افراد را، صرف نظر از جنسیت آنها، از لحاظ بروز صفات زنانه و یا مردانه حداقل به ۷ گروه تقسیم نمود. در این راستا، فرض را بر آن می گیریم که از نظر تعداد مغناطیس های نر یا ماده، ۱۴ نوع گروه از ابرهای حیوانی تکامل یافته آزاد، در تشکیل روح بشری اولیه پریمر دخیل باشند. در این صورت می توان جدول ابتدایی زیر که معرف درجه بروز صفات زنانه و یا مردانه است را طراحی نمود. (به تصویر گرافیکی ۸۸ نیز توجه شود.)

باید در نظر داشت که منظور از صفات مردانه در زن، یک سری از مشخصه های خلقتی می باشند که برای مرد در نظر گرفته شده اند، ولی بعلت تجمع بیش از حد پتانسیل های حیوانی نر در ابر کوانتمی حیوانی کمال یافته، در صورتی که کودک مونث شود، در او ایجاد می شود. برای مثال صدا و حرکات مردانه در زن یا ایجاد موهای زائد صورت که ناشی از بیماری و هورمونی نباشند. بدیهی است در جهت مخالف، حرکات و صدای زنانه، کم بود ریش و سبیل و مانند آن در مرد، می تواند در صورتی که علت خاصی چون بیماری و یا استفاده از دارو در میان نباشد دلیل بر تجمع بیش از اندازه پتانسیل های ماده در ابر کوانتمی حیوانی کمال یافته باشد. ایجاد صفاتی چون درنده خویی می تواند ناشی از نوع پتانسیل های حیوانی باشد، برای مثال تعداد زیاد پتانسیل های حیوانات درنده چون شیر و پلنگ. بطور کاملن کلی می توان فرمول زیر را برای این مطلب در نظر گرفت. ت

تاثیرات الکترونی یا پوزیترونی دو بعد موجودات بر یکدیگر
به مجرد آنکه دو پتانسیل، دو ابر کوانتمی، یک ابر کوانتمی و چند پتانسیل، با یکدیگر به تبادل اطلاعات بپردازند، یک ابر کوانتمی جدید بوجود می آید که اعضای تشکیل دهنده آن می توانند یکدیگر را، با شدتی ضعیف، متوسط و یا قوی، بطور مثبت و یا منفی تحت تأثیر قرار دهند. در این رابطه از استثنائات و مواردی که تمایل به تبادل اطلاعات مابین دو عامل وجود ندارد، صرف نظر می شود.
ماده در هر شکل آن، دارای بعد کوانتمی یا روح است. مواد غذایی نیز از این قانون مستثنی نمی باشند. این بعد از ماده می تواند توسط ابرهای کوانتمی پوزیترونی مورد خدشه و آسیب قرار گیرد. این آسیب می تواند در سطح ماده، در سطح کوانتمی و یا در هر دو سطح بروز نماید. برای مثال، آب آلوده می تواند در گندم زار، بر کیفیت گندم ها اثر سوء بگذارد. اما موارد پیچیده تری وجود دارد که در آن به ابر کوانتمی آسیبی جدی و قابل انتقال وارد می آید، برای مثال پولی که از کار کودکان بدست می آید، دارای ابر کوانتمی خاصی می باشد که اثرات نامطلوب آن کار، یعنی رنج روانی ناشی از آن کار اجباری، باعث تجمع پتانسیل های پوزیترونی (منفی ) در آن ابر شده است. این اثرات، هنگام دریافت مزد، بابت انجام آن کار، به ابر کوانتمی جمادی پول انتقال می یابد و با خرید مواد غذائی با آن پول، آن اثرات به ابر کوانتمی آن مواد منتقل می شوند. بدیهی است با خورده شده آن مواد غذائی توسط مادر و پدر، همه آن اثرات به گامت های نر و ماده و بعد از لقاح به نطفه انتقال می یابند. البته تئوری های دیگری را نیز می توان در این مورد ارائه داد.
پدیده هایی مانند تله کینه تیز که باعث تغییر حالت در ماده، توسط قدرت فکر می شود، دلیل بر این ادعا می باشد که افکار پدر و مادر در هنگام اعمال جنسی و در زمان انزال، بر روی ابر کوانتمی نطفه تأثیر می گذارد.
در هنگام عمل جنسی، پتانسیل های اسپرم و تخمک بسیار فعال و آماده تبادل اطلاعات می باشند. این بدان معناست که پتانسیل کوانتمی مربوط به هر گامت27 در آمادگی کامل برای تأثیر پذیری از پتانسیل گامت مقابل و یا تأثیرگذاری بر آن می باشد، و این در حالی است که هر دو پتانسیل این گامت ها تحت تأثیر خودیت های واقعی28 مربوط بخود نیز می باشند. از طرف دیگر، افکار، محصول ردیفی از پروسه های بسیار پیچیده در درون یک خودیت واقعی می باشند که هر دو قطب خودیت، یعنی پتانسیل ملکوتی (روح ملکوتی ) و پتانسیل بشری ( روح بشری ) در ایجاد آن دخیل هستند. از آنجا که فکر نوعی انرژی می باشد، قادر است بر کل خودیت تأثیر بگذارد، نتیجتن می تواند بر گامت و عمل لقاح نیز موثر واقع شده مکانیزم آن را تغییر دهد.
جدول ۸۵ بطور تقریبی ۱۴ امکان و ۷ تیپ روحی از نظر بروز صفات زنانه یا مردانه بدست می دهد. هر کدام از این ۷ نوع ترکیب یک شخصیت روانی و فیزیکی را نمایندگی می کند که از زمان بلوغ به بعد به تدریج در هر انسانی قابل تشخیص است. ایجاد این ترکیبات در این سطح، نوعی دومینانس محسوب می شوند.
در اینجا باید بیاد داشت که این جدول که برحسب دادههای جدول قبل تنظیم شده است، تنها یک نمونه است. جای آن دارد تا در پژوهشی عمیق تر، جدول های دقیق تری تنظیم گردند که ضمنن در برگیرنده عوامل دیگری نیز باشند که در این امر دخیل هستند.

یک مثال : در اینجا لازم است به یک نکته توجه شود و آن این است که در تجزیه و تحلیل زیر، از بسیاری از عوامل تعیین کننده، مانند عوامل ژنتیک و نوع پتانسیل ها که از چه نوع حیوانی بوده است، موقتن صرف نظر می شود تا فهم اصل مطلب سهل تر شود. این عوامل در بخش های آتی کتاب دقیقن مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
اگر در عمل لقاح ، گروه پتانسیل حیوانی کمال یافته آزاد از تیپ مذکر M1 و یک تیپ مونث W7 تشکیل شده باشد، یعنی M1W7، نتیجه آن یک جنین با جفت کروموزومی XX می باشد که(احتمالن) مؤنث خواهد بود.
در ترکیب مورد بحث، M1 از کمتر از ۵٪ پتانسیل های حیوانی نر و W7 از بیش از ۹۰٪ پتانسیل های حیوانی ماده (مونث) تشکیل شده است و این امر منجر به ایجاد یک کودک مؤنث خواهد شد که دارای صفات کاملن طبیعی زنانه، از جمله صفات فیزیکی مانند اندامی زنانه و رفتار و امیالی مادرانه، اشتیاقی طبیعی به جنس مخالف و غیره خواهد بود. اینکه کدام یک از کروموزوم های XX در حالت غیر فعال قرار گیرد، در صورتی که این امر حقیقتن به اثبات رسیده از حالت تئوری خارج شود، باز هم بر صحت جدول مورد بحث خدشه ای وارد نخواهد آورد، زیرا کم بود پتانسیل های نر حیوانی در یک آلوزوم X بطور خودکار، باعث افزایش بروز صفات ماده در آن می شود. درست در مرحله لقاح است که لازم می آید یک روح بشری مستقل برای جنین تشکیل شود. در این پروسه عوامل زیر شرکت خواهند داشت:
۱- پتانسیل اسپرم
۲- پتانسیل تخمک
۳- انرژی افکار پدر و مادر در هنگام انعقاد نطفه
برای مثال اگر یکی از دو شریک جنسی، هنگام اعمال جنسی به رنگ آبی بیندیشد، این فکر که از خودیت واقعی آن شخص ناشی می شود نوعی انرژی را در آن خودیت فعال می سازد که تمایل به یافتن اطلاعات ژنتیک مربوط به آن رنگ چشم در درون کروموزوم های هر دو گامت را هدف اصلی فعالیت خود قرار می دهد و در صورت یافتن این ژن، با دادن سیگنال مناسب به پولی مراز29، سنتز پروتئین های لازم برای ایجاد این رنگ چشم را تسهیل می نماید. بدیهی است که روشهای دیگری نیز برای بوجود آمدن آن رنگ چشم موجود خواهد بود.
۴- ابرهای کوانتمی آزاد تکامل یافته حیوانی
آخرین دومینانس مابین ابر کوانتمی بشری و ملکوتی، پس از تولد کودک ایجاد می شود که در صفحات پیش روی بررسی خواهد شد. یکی از اثرات ترکیب اجزاء، ایجاد سیستم ایمنی روحی می باشد. این سیستم به تدریج ایمون سیستم بدن فیزیکی جنین را در سطح ماده بوجود می آورد. این امر ناشی از صفات دوگانه و یا دو سطحی کوانتومگنتیک ها می باشد.


پژوهشی از فرامرز تابش
کد مقاله در آرشیو پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمانAOG و همینطور در مخزن داده های پژوهشکده IAISD:
OstadElahi_FaramarzTabesh_fv,c wthj ckhki nv lvnhk , ,dCäd ihd lvnhki nv ckhk
منابع:
کتاب «زیست شناسی بعد دوم» — نویسنده: فرامرز تابش
زیرنویس ها:
[1] ابر کوانتمی: در فرهنگ لغات علمی پژوهشکده AOG به مفهوم بعد کوانتمی و فرامادی جسم است.
[2] روح بشری: رجوع شود به اصل مقاله مربوطه
[3] نر یا ماده بودن یک قطعه ابر کوانتمی حیوانی متکامل که در این حالت یک پتانسیل محسوب می شود، بستگی تام به غالب بودن کوانتومگنتیک های نر یا ماده آن پتانسیل دارد.
[4] تقسیم سلولی مایوز: تقسیم سلولی مایوز (Meiosis)، نوعی تقسیم ویژه سلولی در جانداران دارای تولیدمثل جنسی است که طی آن، یک سلول دیپلوئید ( 2n ) پس از یک بار همانندسازی دنا، دو مرحله تقسیم متوالی (مایوز I و مایوز II) را طی میکند تا چهار سلول هاپلوئید (n) یا گامت (مانند اسپرم و تخمک) با نصف تعداد کروموزومهای سلول اولیه و واجد تنوع ژنتیکی تولید شوند.
منابع علمی معتبر:
- کتاب مرجع زیستشناسی کمپبل (Campbell Biology): فصل ۱۳، مبحث Meiosis and Sexual Life Cycles.
- پایگاه اطلاعات زیستفناوری آمریکا (NCBI Bookshelf): بخش Meiosis and Fertilization — The Cell.
- موسسه ملی پژوهشهای ژنوم انسان (NHGRI): Genetics Glossary: Meiosis Definition.
[5] Dualism: قسمت اول- قسمت دوم
[6] Mondstein: مانداشتاین (Mondstein) یا سنگ ماه، نوعی کانی از خانواده فلدسپاتها است که بیش از همه به دلیل پدیده نوری منحصربهفردش یعنی «آدولارسانس» (درخشش ملایم و شناور شبیه به نور ماه) شناخته میشود.
- ترکیب شیمیایی: فرمول شیمیایی آن متداولن ترکیبی از آلومینوسیلیکات پتاسیم و سدیم است: .
- پدیده نوری (آدولارسانس): ساختار این سنگ از لایههای بسیار نازک و متناوب دو کانی «ارتوکلاز» (Orthoclase) و «آلبیت» (Albite) تشکیل شده است. عبور نور از میان این لایههای میکروسکوپی موجب پراکندگی نور و ایجاد درخشش ملایم آبی یا سفیدرنگ میشود.
- پیشینه نمادین و جنسیتی: در سنتهای نمادین و فرهنگ آلمانیزبان، Mondstein به دلیل پیوند دیرینه با ماه، انحناها و درخشش نرم، معمولن با انرژیهای مادی/مؤنث و قطب زنانه در طبیعت پیوند داده میشده است.
منابع علمی معتبر:
موسسه گوهرشناسی آمریکا (GIA - Gemological Institute of America):
پایگاه مرجع بینالمللی گوهرشناسی در دانشنامه تخصصی کانیشناسی خود، مانداشتاین (Mondstein / Moonstone) را کانی از خانواده فلدسپاتهای آلكالی (متشکل از لایههای تنیدهشده ارتوکلاز و آلبیت) معرفی میکند که پدیده آدولارسانس (Adularescence) را بروز میدهد.
پایگاه اطلاعات کانیشناسی Mindat.org (وابسته به انستیتو کانیشناسی Hudson):
مرجع رسمی ثبت کانیها، این سنگ را ارتوکلاز پایه با ساختار کریستالی مونوکلینیک و پدیده پراکندگی نور آدولار معرفی کرده است.
کتاب مرجع کانیشناسی دانگشاهی (Manual of Mineral Science):
نویسندگان: Cornelis Klein & Barbara Dutrow (ویرایش ۲۳)، فصل مربوط به Tectosilicates: Feldspar Group که به بررسی لایهبندی میکروسکوپی و خواص فیزیکی-نوری Adularia/Mondstein میپردازد.
[7] ابر خلقتی: در فرهنگ لغات علمی پژوهشکده AOG در کنار ابر کوانتمی، به مفهوم بعد کوانتمی و فرامادی جسم است.
[8] مرحله بشری: اصل مقاله مربوطه
[9] باید در نظر داشت که در اینجا هدف پرداختن به مسائل پزشکی و بیولوژیکی در سطح عمیق تر نمی باشد، در غیر اینصورت لازم می آمد برخی پروسه های بیوشیمیائی مورد بررسی قرار گیرند.
[10] میتوکندری: اندامکی دوغشایی و حیاتی در سلولهای یوکاریوتی است که به عنوان مرکز اصلی تنفس سلولی و «کارخانه تولید انرژی» شناخته میشود.
ویژگیهای ساختاری و عملکردهای اصلی
- ساختار دوغشایی: دارای یک غشای بیرونی، غشای درونی چینخورده (کریستا/Cristae)، فضای بین دو غشا و ماتریس (Matrix) است.
- تولید انرژی ( ATP ): محل اصلی چرخه کربس و زنجیره انتقال الکترون (فسفوریلاسیون اکسیداتیو) است که طی آن انرژی مواد غذایی به آدنوزین تریفسفات ( ATP ) تبدیل میشود.
- مرگ برنامهریزیشده سلول (آپوپتوز): با آزادکنندگی پروتئینهایی مانند سیتوکروم c در پاسخ به آسیبهای سلولی، مسیر آپوپتوز را هدایت میکند.
- تنظیم متابولیسم و کلسیم: نقش کلیدی در هموستاز یون کلسیم، سنتز گروه هِم (Heme) و اکسیداسیون اسیدهای چرب ایفا میکند.
ویژگی ژنتیکی منحصربهفرد
- دنای میتوکندریایی (mtDNA): میتوکندری دارای ماده ژنتیکی حلقوی اختصاصی و ریبوزومهای مجزا است که طبق نظریه همزیستی درونی (Endosymbiotic Theory)، منشأ باکتریایی اولیه آن را تایید میکند.
- وراثت مادری: در انسان و غالب پستانداران، ژنوم میتوکندریایی کاملن از طریق ژنوم مادری (تخمک) منتقل میشود؛ چرا که میتوکندریهای موجود در بخش میانی اسپرم طی یا پس از لقاح تخریب میشوند.
منابع معتبر علمی
- کتاب زیستشناسی مولکولی سلول (Molecular Biology of the Cell):
تالیف: Bruce Alberts et al. — فصل ۱۴: Energy Conversion: Mitochondria and Chloroplasts.
- کتاب زیستشناسی سلولی و مولکولی لودیش (Molecular Cell Biology):
تالیف: Harvey Lodish et al. — فصل ۱۲: Cellular Energetics & Oxidative Phosphorylation.
- پایگاه اطلاعات زیستفناوری آمریکا (NCBI Bookshelf):
مرجع تخصصی Mitochondria — The Cell: A Molecular Approach (Geoffrey M. Cooper).
- موسسه ملی پژوهشهای ژنوم انسان آمریکا (NHGRI / NIH):
Educational Resource: Mitochondria and Mitochondrial DNA
[11] DNA: دیانای / دنا (DNA - Deoxyribonucleic Acid)
اسید دئوکسیریبو نوکلئیک، مولکول مولد زیستی و حامل اصلی اطلاعات ژنتیکی در تمام جانداران زنده و بسیاری از ویروسها است که دستورالعملهای لازم برای رشد، عملکرد، توسعه و تولیدمثل موجودات را ذخیره و منتقل میسازد.
ویژگیهای ساختاری و عملکردهای اصلی
- ساختار مارپیچ دوگانه (Double Helix): مولکولی دورشتهای متشکل از واحدهای تکرارشونده نوکلئوتیدی است. هر نوکلئوتید شامل یک قند دئوکسیریبوز، یک گروه فسفات و یکی از چهار باز نیتروژندار است: آدنین (A)، تیمین (T)، سیتوزین (C) و گوانین (G).
- جفتشدن اختصاصی بازها: رشتههای دوگانه از طریق پیوندهای هیدروژنی میان بازها به هم متصل میشوند؛ به این صورت که آدنین همواره با تیمین ( ) و سیتوزین همواره با گوانین ( ) جفت میشود.
- همانندسازی و هدایت سنتز پروتئین: دنا طی تقسیم سلولی بهطور دقیق همانندسازی (Replication) میشود و با فرایند رونویسی (Transcription) به رنا (RNA) تبدیل گشته، دستورات لازم برای سنتز پروتئینها را صادر مینماید.
- محل استقرار در سلول: بخش اعظم آن در هسته سلول (دنای هستهای / Nuclear DNA) متمرکز است و بخش کوچکی از آن نیز در میتوکندریها (دنای میتوکندریایی / mtDNA) قرار دارد.
منابع علمی معتبر
- کتاب زیستشناسی مولکولی سلول (Molecular Biology of the Cell): تالیف: Bruce Alberts et al. — فصل ۴: DNA, Chromosomes, and Genomes.
- کتاب اصول بیوشیمی لنینجر (Lehninger Principles of Biochemistry): تالیف: David L. Nelson & Michael M. Cox — فصل ۸: Nucleotides and Nucleic Acids.
- موسسه ملی پژوهشهای ژنوم انسان آمریکا (NHGRI / NIH): Educational Resource: Deoxyribonucleic Acid (DNA) Fact Sheet.
- پایگاه آموزشی Nature Education (Scitable): Topic: DNA Structure and Function
[12] mtDNA: دنای میتوکندریایی (mtDNA - Mitochondrial DNA)
ژنوم اختصاصی موجود در درون میتوکندری سلولهای یوکاریوتی است که ساختار و الگوی وراثتی کاملن متمایزی از دنای هستهای (Nuclear DNA) دارد.
ویژگیهای ساختاری و عملکردهای اصلی
- ساختار حلقوی و کوچک: برخلاف دنای خطی هسته، mtDNA مولکولی حلقوی و دورشتهای است (مشابه ژنوم باکتریها) که فاقد هیستون بوده و معمولن پایداری ساختاری مستقیمی در ماتریس میتوکندری دارد.
- وراثت انحصاری مادری (Maternal Inheritance): در انسان و غالب پستانداران، mtDNA تمامن از سمت مادر منتقل میشود؛ زیرا میتوکندریهای اسپرم در جریان لقاح یا وارد تخمک نمیشوند یا بلافاصله توسط مکانیسمهای سلولی تخمک تخریب میگردند.
- کدگذاری زنجیره انتقال الکترون: در انسان شامل ۳۷ ژن است که ۱۳ پروتئین حیاتیِ شرکتکننده در فسفوریلاسیون اکسیداتیو (زنجیره تولید ATP)، ۲۲ رنای ناقل (tRNA) و ۲ رنای ریبوزومی (rRNA) را کد میکند.
- نرخ جهش بالا: به دلیل مجاورت مستقیم با رادیکالهای آزاد اکسیژن (ROS) حاصل از تنفس سلولی و محدودتر بودن مکانیسمهای ترمیم دنا، نرخ بروز جهش در mtDNA بسیار بالاتر از دنای هستهای است.
منابع علمی معتبر
- کتاب زیستشناسی مولکولی سلول (Molecular Biology of the Cell): تالیف: Bruce Alberts et al. — فصل ۱۴: Organelle Biogenesis and Maternal Inheritance of mtDNA.
- کتاب زیستشناسی سلولی و مولکولی لودیش (Molecular Cell Biology): تالیف: Harvey Lodish et al. — فصل ۱۲: The Mitochondrial Genome.
- موسسه ملی پژوهشهای ژنوم انسان آمریکا (NHGRI / NIH): Educational Resource: Mitochondrial DNA (mtDNA).
- پایگاه مرجع Nature Genetics: Review: Mechanisms of Mitochondrial DNA Inheritance and Mutation.
[13] مولکولهای ای تی پی : آدنوزین تریفسفات / ایتیپی ( - Adenosine Triphosphate)
نوکلئوتیدی پرانرژی است که نقش «ارز رایج انرژی» (Cellular Energy Currency) را در تمامی سلولهای زنده ایفا میکند و وظیفه ذخیره، انتقال و تامین انرژی لازم برای فرایندهای حیاتی را بر عهده دارد.
ویژگیهای ساختاری و عملکردهای اصلی
- ساختار شیمیایی: از یک باز نیتروژندار آدنین، یک قند پنجکربنه (ریبوز) و سه گروه فسفات متوالی تشکیل شده است.
- پیوندهای پرانرژی و رهاسازی انرژی: دو پیوند انتهایی میان گروههای فسفات (پیوندهای فسفوآنهیدرید) حاوی انرژی قابل توجهی هستند. طی واکنش آبکافت (Hydrolysis)، با شکسته شدن آخرین پیوند فسفات، به آدنوزین دیفسفات ( ) و یک فسفات معدنی ( ) تبدیل شده و حدود انرژی آزاد میشود.
- مصارف زیستی: انرژی حاصل از تجزیه صرف فرایندهای مکانیکی (حرکت اسپرم و انقباض عضلانی)، انتقال فعال مواد از غشای سلول (مانند پمپ سدیم-پتاسیم) و سنتز زیستی مولکولهای پیچیده (مانند پروتئینها و دنا) میشود.
- بازسازی مداوم: سلولها بهطور مداوم مصرفشده را از طریق فرایند فسفوریلاسیون اکسیداتیو در میتوکندریها و نیز فرایند گلیکولیز، با اتصال مجدد گروه فسفات به بازسازی میکنند.
منابع علمی معتبر
- کتاب اصول بیوشیمی لنینجر (Lehninger Principles of Biochemistry):
تالیف: David L. Nelson & Michael M. Cox — فصل ۱۳: Bioenergetics and ATP Chemistry.
- کتاب زیستشناسی مولکولی سلول (Molecular Biology of the Cell):
تالیف: Bruce Alberts et al. — فصل ۲: Cellular Chemistry and Bioenergetics.
- پایگاه داده شیمیایی PubChem (وابسته به NIH/NCBI آمریکا):
Compound Summary: Adenosine Triphosphate (CID 5957).
- پایگاه دانشنامه زیستشناسی Nature Education (Scitable):
Topic: ATP / Biological Energy Transformations
[14]
[15] روح: در اینجا منظور یک «خودیت واقعی» می باشد.
[16] اگرچه میتوکندریها در بخش میانی اسپرم قرار دارند و هنگام لقاح وارد تخمک میشوند، اما تخمک بلافاصله مکانیسمهای انهدام اختصاصی خود را فعال میسازد:
1. یوبیکوئیتیناسیون (Ubiquitination): میتوکندریهای اسپرم پیش یا پس از ورود به تخمک، توسط پروتئین «یوبیکوئیتین» نشانهگذاری میشوند.
2. میتوفاژی (Mitophagy): دستگاه اتوفاژی سلولی تخمک (میتوفاژی)، میتوکندریهای نشانهگذاریشده پدری را بلعیده و درون لیزوزومهای خود تجزیه میکند.
3. تخریب آنزیمی دنا ( Breakdown): آنزیمهای اندونوکلئاز (مانند CPS-6 یا Endonuclease G) که توسط فاکتورهای مادری فعال میشوند، دنای میتوکندریایی پدری را پیش از هضم کامل میتوکندری، خرد و غیرفعال میسازند.
منابع علمی معتبر
نشریه علمی Science:
Zhou, Q., et al. (2016). "Mitochondrial endonuclease G mediates breakdown of paternal mitochondrial DNA." Science, 353(6297), 394–399.
نشریه علمی Nature:
Sutovsky, P., et al. (1999). "Ubiquitin tag for sperm mitochondria." Nature, 402(6760), 371–372.
نشریه Science (مکانیسم میتوفاژی مادری):
Sato, M., & Sato, K. (2011). "Degradation of paternal mitochondria by autophagic machinery in C. elegans embryos." Science, 334(6059), 1141–1144.
پایگاه اطلاعات زیستفناوری آمریکا (NCBI / PubMed):
Review: Mechanisms of Paternal Mitochondrial Elimination in Metazoan Development.
[17] روح بشری: اصل مقاله مربوطه
[18] وزیکل (Vesicle یا کیسهچه):
وزیکل یا کیسهچه، ساختاری غشایی و کیسهایشکل در درون یا بیرون سلول است که توسط حداقل یک لایه مضاعف فسفولیپیدی محصور شده و وظیفه ذخیرهسازی، جابهجایی، ترکیبات متابولیک و پیامرسانی زیستی را بر عهده دارد.
ویژگیهای ساختاری و عملکردهای اصلی
- حملونقل درونسلولی: وزیکلها مولکولهای گوناگون (مانند پروتئینها و لیپیدها) را میان اندامکهای مختلف از جمله شبکه آندوپلاسمی، دستگاه گلجی و غشای سلولی منتقل میکنند.
- برونرانی و درونرانی (Exocytosis & Endocytosis): با پیوند خوردن غشای وزیکل به غشای سلول، مواد ترکیبی به فضای برونسلولی ترشح شده (مانند آزادسازی هورمونها و ناقلهای عصبی) یا مواد بیرونی وارد سیتوپلاسم میشوند.
- پیامرسانی و تبادل اطلاعات: وزیکلهای برونسلولی (مانند اگزوزومها) حاوی پروتئینها، اسیدهای نوکلئیک (RNA) و سیگنالهای زیستی هستند که نقش کلیدی در ارتباطات بینسلولی و انتقال پیام ایفا میکنند.
- تفکیک واکنشهای بیوشیمیایی: محیط محصور درون وزیکل شرایط مناسبی برای انجام واکنشهای ویژه، انباشت یونها و تجزیه مواد پدید میآورد.
منابع علمی معتبر
- کتاب زیستشناسی مولکولی سلول (Molecular Biology of the Cell): تالیف: Bruce Alberts et al. — فصل ۱۳: Intracellular Membrane Traffic.
- کتاب زیستشناسی سلولی و مولکولی لودیش (Molecular Cell Biology): تالیف: Harvey Lodish et al. — فصل ۱۴: Vesicular Traffic, Secretion, and Endocytosis.
- پایگاه اطلاعات زیستفناوری آمریکا (NCBI Bookshelf): Educational Resource: Vesicle Transport and Function — The Cell: A Molecular Approach.
- پایگاه مرجع Nature Reviews Molecular Cell Biology: Topic: Biogenesis, Secretion, and Intercellular Communication of Extracellular Vesicles
[19] (احتمالن) جنسیت فتوس را کروموزوم جنسی X یا Y اسپرم مشخص می کند. : در این جمله از کلمه احتمالن استفاده شده است، زیرا بر حسب پژوهش های «علوم تلفیقی» مبتنی بر آنتولوژی استاد الهی، عوامل دیگری نیز در این پروسه دخیل می باشند.
[20] فتوس: مرحلهای از رشد موجود متولدنشده در پستانداران (بهویژه انسان) است که از پایان هفته هشتم پس از لقاح (شروع هفته نهم) آغاز شده و تا زمان تولد ادامه مییابد.
[21] جنسیت جنین بستگی تام به نوع آلوزوم یا کروموزوم جنسی اسپرم دارد. : همانطور که پیش تر هم بدان اشاره شد. این امر مورد قبول علم بیولوژی کنونی است، اما در پژوهشکده AOG اعتقاد بر آن است که عوامل دیگری نیز در این روند موثر هستند.
[22] پتانسیل های آنالوگ: لینک مقاله اصلی و ادامه مطلب در این مقاله
[23] پتانسیل های حیوانی تکامل یافته آزادی: مقاله مفید در درک مطلب
[24]((Adenosine diphosphate ADP : رجوع شود به [13] و [14]
[25]Adenosine monophosphate) ) AMP : رجوع شود به [13] و [14]
[26] اسپرماتوژنز: اسپرماتوژنز (Spermatogenesis / اسپرمزایی)
فرایند زیستشناختی تکامل، تقسیم و تمایز سلولهای جنسی نر (اسپرم) از سلولهای بنیادی اولیه در لولههای اسپرمساز (Seminiferous tubules) بیضهها است.
مراحل و ویژگیهای اصلی:
- تکثیر و کاهش کروموزومی: سلولهای دیپلوئید اولیه ( ) پس از میتوز، وارد تقسیم میوز شده و به اسپرماتیدهای هاپلوئید ( ) تبدیل میشوند.
- اسپرمیوژنز (Spermiogenesis): مرحله نهایی تمایز ریختی که طی آن اسپرماتیدها سیتوپلاسم اضافی خود را از دست داده و واجد تاژک (دم)، تاجتن (آکروزوم) و میتوکندریهای فشرده میشوند.
- تنظیم هورمونی: این فرایند بهطور مداوم تحت کنترل هورمونهای تستوسترون، و قرار دارد.
منابع علمی معتبر:
- کتاب رویانشناسی پزشکی لانگمن (Langman's Medical Embryology): فصل ۳، مبحث Spermatogenesis.
- کتاب فیزیولوژی پزشکی گایتون و هال (Guyton and Hall Textbook of Medical Physiology): فصل ۸۱، مبحث Male Reproductive Functions.
- پایگاه اطلاعات زیستفناوری آمریکا (NCBI / StatPearls): Physiology, Spermatogenesis.
[27] گامت: گامت، سلول زایشی و هاپلوئید ( ) بالغ در جانداران دارای تولیدمثل جنسی است که با ادغام در گامت جنس مخالف، سلول تخم (زیگوت) دیپلوئید ( ) را پدید میآورد.
ویژگیهای اصلی:
- کاهش کروموزومی ( ): گامتها حاصل تقسیم مایوز هستند و دقیقاً نصف تعداد کروموزومهای سلولهای پیکری (سوماتیک) جاندار را در خود دارند.
- انواع گامت: در انسان و غالب جانداران، گامت نر «اسپرم» (ریز، متحرک و واجد تاژک) و گامت ماده «تخمک» (بزرگ، حاوی اندامکها و غیرمتحرک) نامیده میشود.
- بازسازی عدد کروموزومی: طی فرایند لقاح، با ترکیب دو گامت هاپلوئید، عدد کروموزومی کامل ( ) در زیگوت حاصله بازسازی میشود.
منابع علمی معتبر:
- کتاب زیستشناسی کمپبل (Campbell Biology): فصل ۱۳، مبحث Gametes and Fertilization.
- کتاب رویانشناسی پزشکی لانگمن (Langman's Medical Embryology): فصل ۲، مبحث Gametogenesis.
- موسسه ملی پژوهشهای ژنوم انسان آمریکا (NHGRI / NIH): Genetics Glossary: Gamete Definition.
[28] خودیت واقعی: مقاله اصلی
[29] پولی مرازه: پلیمراز آنزیمی بنیادی در تمام سلولهای زنده است که واکنش سنتز و ساخت زنجیرههای بلند اسیدهای نوکلئیک (دنا یا رنا) را از طریق اتصال نوکلئوتیدها به یکدیگر بر اساس الگوی رشته موجود کاتالیز میکند.
انواع اصلی و عملکردهای کلیدی
- دنا پلیمراز (DNA Polymerase): مسئول اصلی همانندسازی و ترمیم دنا ( ) است. این آنزیم در جریان تقسیم سلولی، رشتههای جدید دنا را کاملاً مطابق با الگوی اصلی میسازد.
- رنا پلیمراز (RNA Polymerase): هدایتکننده فرایند رونویسی (Transcription) است که طی آن اطلاعات ژنتیکی موجود در دنا را به مولکولهای رنا ( ) تبدیل میکند.
- جهت سنتز ( ): پلیمرازها زنجیره جدید اسید نوکلئیک را همواره در جهت به میسازند.
- فعالیت ویرایشی (Proofreading): غالب دنا پلیمرازها دارای قابلیت تصحیح خطاست؛ بهطوری که نوکلئوتیدهای نادرستِ واردشده را شناسایی و جدا میکنند تا دقت همانندسازی ژنتیکی حفظ شود.
منابع علمی معتبر
- کتاب زیستشناسی مولکولی سلول (Molecular Biology of the Cell):
تالیف: Bruce Alberts et al. — فصل ۵: DNA Replication, Repair, and Recombination.
- کتاب بیوشیمی استرایر (Biochemistry):
تالیف: Jeremy M. Berg, John L. Tymoczko, Lubert Stryer — فصل ۲۸: DNA Replication and Enzymes.
- پایگاه اطلاعات زیستفناوری آمریکا (NCBI Bookshelf):
Educational Resource: DNA & RNA Polymerases — The Cell: A Molecular Approach.
- موسسه ملی پژوهشهای ژنوم انسان آمریکا (NHGRI / NIH):
Genetics Glossary: DNA Polymerase & RNA Polymerase





















