فایل صوتی برای نابینایان، در انتهای این مقاله

شناسنامه مقاله
پژوهشی از فرامرز تابش
تاریخ اتمام مقاله به فارسی: شنبه چهارم بهمن ماه ۲۵۸۴ باستانی - بیست و چهارم ژانویه ۲۰۲۶ میلادی
تاریخ اتمام مقاله به انگلیسی: هفتم بهمن ماه ۲۵۸۴ باستانی - بیست و هفتم ژانویه ۲۰۲۶ میلادی
تاریخ انتشار مقاله در سایت فارسی پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان: یکشنبه پنجم بهمن ماه ۲۵۸۴ باستانی - بیست و پنجم ژانویه ۲۰۲۶ میلادی
تاریخ انتشار مقاله در سایت انگلیسی پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان: هشتم بهمن ماه ۲۵۸۴ باستانی - بیست و هشتم ژانویه ۲۰۲۶ میلادی
روش پژوهش: روش پژوهش مبتنی بر تحلیل انتقادی از بازنویسی متون پهلوی، بررسی تاریخ انتقال نسخهها و ارزیابی پژوهشهای ایرانشناسی معاصر.
منابع مورد استفاده: منابع مورد استفاده شامل متون اوستایی، متون پهلوی متأخر و پژوهشهای دانشگاهی معاصر است.
روششناختی: این مقاله از رویکرد جدلی یا دفاع ایدئولوژیک پرهیز کرده و صرفن بر معیارهای تاریخپژوهی مدرن تکیه دارد.
نحوهٔ نگارش: در این مقاله، در راستای پالایش زبانی و پرهیز از ساختهای وامگرفته از عربی، نشانِ تنوین «اً» بهصورت «ن» فارسی نوشته شده است.
کد مقاله در آرشیو پژوهشکده اندیشه آنلابن آلمان:
Hnuhd hcn,hü fh o,dah,knhk nvüi h,g nv hdvhk fhsjhkThnuhdd #,+_nv,zd avl H,v-thvsd
Article Metadata
Author: Faramarz Tabesh
ISNI (Author): 0000 0005 2737 2290
Affiliation: Founder and Director, Research Institute “Andishe Online Germany (AOG)”
ISNI (Institution): 0000 0005 2724 714X | Ringgold ID: 823032
Journal: Andishe | ISSN: 1619-9898
Article Type: Interdisciplinary Science (also known as Integrative Science)
Keywords:
Politics, Ontology, Cognitive Discussion, Scientific Analysis, Conceptual Misconceptions, Epistemology, Interdisciplinary Critique, Philosophy of Mind, Historical Analysis
Date of Writing of the Persian (Farsi) Version:
January 24, 2026 (4th of Bahman, 2584 Imperial Persian Calendar)
Date of Publication on the Persian Website of the Research Institute
“Andishe Online Germany (AOG)”:
January 25, 2026 (5th of Bahman, 2584 Imperial Persian Calendar)
Date of Writing of the English Version:
January 27, 2026 (7th of Bahman, 2584 Imperial Persian Calendar)
Date of Publication on the English Website of the Research Institute
“Andishe Online Germany (AOG)”:
January 28, 2026 (8th of Bahman, 2584 Imperial Persian Calendar)
Archive Code:
Hnuhd hcn,hü fh o,dah,knhk nvüi h,g nv hdvhk fhsjhkThnuhdd #,+_nv,zd avl H,v-thvsd
ازدواج با خویشاوندانِ درجهاول در ایران باستان:
ادعایی پوچ — دروغی شرم آور
"در بستر مراکز آکادمیک، یک ادعای تاریخی با ارائه اسناد معتبر مورد سنجش قرار می گیرد، نه با تبلیغات ناشی از برتریجویی مذهبی. برای این ادعای مسلمانان تندرو، حتی یک سند تاریخی وجود ندارد.
باید توجه داشت: راه اعتبار یافتن یک دین ، بی اعتبار کردن دیگر ادیان نیست. آنهم بدون ارائه مدارک معتبر."
D
ایرانشهر: سرزمین شاهنشاهی متمدن
آریایی
اکسترموفیلها،
میکرو ارگانیسم هایی با ویژگی های حیرت آور
به مناسبت یکصد و سیامین سالروز تولد استاد نورعلی الهی (۱۸۹۵–۱۹۷۴)، اندیشمند و متفکر برجسته در حوزه معنویت و آنتولوژی (هستیشناسی)،
هربرت فون کارایان
موسیقی دانی برجسته که در سمت
نادرست تاریخ قرار گرفت
به مناسبت یکصد و بیست و نهمین
سالروز تولد استاد الهی
بسط نظریه نسبیت – نقطه شروع
تطبیقی بر زندگی و میراث فردوسی و شکسپیر- قسمت اول
ترنس لوکیشن کروموزومی و ایجاد اولین انسان در زمین. به مناسبت ۱۲۸ مین تولد استاد الهی
تحریف تاریخ باستانی ایرانزمین
خواهران ارزشی- برادران کارامازوف
نخبه کیست؟
خرافه، مفهومی غیرقابل تفسیر
یک سوال آتئیسمی
خواهران ارزشی- برادران کارامازوف
فراماسونری- قسمت اول
داستان کوتاه: مردی که از فضا آمد
جهش کوانتمی روح
آتئیسم، آنالیز و ریشه یابی
جهانبینی سیرکمال، کامل و نهائی
ناسیونالیسم مانعی در مقابل تجزیه طلبی
مارکس و مارکسیسم زیر ذره بین
نمونه ای از طنبورنوازی استاد الهی
نفوذ تاریخی ایرانیان در شبه قاره هند
جنایات خمرهای سرخ
باله
اعجاز تفکرات استاد الهی در ایجاد پارادایمهای جدید
فراماسونری- قسمت اول
آنالیز یک اشتباه علمی
بازنگری در دمکراسی کنونی
ملی گرایی متعادل ایرانی- خط سوم در جایگاه سیاسی جهان
روان شناسی نوزادان
اصل عدم تساوی کل با اجزاء
سیری در معرفت الروح
چکیده
ادعای رواج گسترده و پذیرفتهشدهٔ اجتماعی ازدواج با خویشاوندان درجه اول در ایران باستان، از جمله پیوندهایی مانند مادر–پسر یا خواهر–برادر، یکی از تکرارشوندهترین اتهامهایی است که در ادبیات جدلی1 پس از ظهور اسلام علیه دین زرتشتی و فرهنگ ایران باستان مطرح شده است[1][2]. این ادعاها نه بر پایهٔ شواهد و اسناد قابل اتکا یا باستانشناسی همدوره، بلکه عمدتن بر اساس گزارشهای متأخر، تفاسیر ایدئولوژیک، و سوءبرداشت از مفاهیم الهیاتی در متون فارسی میانه شکل گرفتهاند[3][4].
این مقاله با تکیه بر تحلیل متون پهلوی، بررسی شرایط انتقال و بازنویسی این متون در دورهٔ پساساسانی، و ارزیابی پژوهشهای معتبر ایرانشناسی و زرتشتپژوهی، نشان میدهد که این اتهام فاقد اعتبار تاریخی بوده و بیش از آنکه بازتاب واقعیت اجتماعی ایران باستان باشد، محصول جدلهای ایدئولوژیک و تلاش برای تحقیر فرهنگ ایرانیان است[5][6]. در این مقاله همچنین نشان خواهیم داد، امکان زدایش و کاستن گزینشی این متون در دوران تسلط اعراب دور از ذهن نیست[7][8].
مقدمه
یکی از اصول بنیادین در تاریخنگاری ادیان، تمایز میان گزارههای الهیاتی و آرمانی از یکسو، و رفتارهای واقعی اجتماعی از سوی دیگر است. نادیده گرفتن این تمایز، بهویژه در
متون جدلی2، همواره منجر به تعمیمهای نادرست و اتهامهای اخلاقی شده است. ادعای
"ازدواج با خویشاوندان نزدیک در ایران باستان"
نمونهای شاخص از چنین خطای روششناختی است[9].
این ادعا تقریبن بهطور کامل بر تفسیر یک واژه در متون پهلوی متأخر استوار شده است
خویتوده3.[10](xwēdōdah)
در ادامه، این مفهوم و زمینهٔ تاریخی و متنی آن بطور انتقادی بررسی میشود.
مفهوم xwēdōdah در متون پهلوی
اصلیترین مبنای این اتهام، واژهٔ xwēdōdah در برخی متون پهلوی متأخر است که بهطور لغوی «ازدواج با خویشان» ترجمه میشود. در خوشبینانه ترین حالت، یعنی در صورت پذیرفتن عدم پیرایش جهت دار و وارونه سازی محتوا در این متون، بررسی دقیق این مفهوم نشان میدهد که:
۱- این واژه در متون اوستایی کهن4 بهصورت صریح و روشن وجود ندارد[11].
۲- کاربرد این واژه در متون پهلوی متأخر، غالبن جنبهای الهیاتی و نظری دارد و ناظر به یک الگوی آرمانی است، نه یک هنجار اجتماعی رایج[12].
۳- هیچ شاهد مستقلی در اسناد حقوقی، اجتماعی یا اداری همدوره برای کاربرد عملی آن وجود ندارد[13].
شائول شاکد5 تصریح میکند که xwēdōdah بیش از آنکه بازتاب واقعیت اجتماعی باشد، مفهومی نظری در چارچوب الهیات زرتشتیِ متأخر است (Shaked, 1987)[14]. بدینترتیب، تفسیر این مفهوم بهعنوان گزارشی از رفتار اجتماعی رایج، فاقد پشتوانهٔ علمی است[15].
تحریف، بازنویسی و انتقال متون دینی در شرایط سلطه: ملاحظاتی روششناختی دربارهٔ متون پهلوی متأخر
فشار حقوقی و اجتماعی و خصومت سیاسی— مذهبی
یکی از پیشفرضهای نادقیق در بخشی از پژوهشهای مربوط به ایران باستان، تلقی متون پهلوی متأخر6 بهعنوان بازتابی مستقیم، شفاف و بیواسطه از سنت دینی و اجتماعی ایران پیش از اسلام است[16]. این پیشفرض، نهتنها فاقد پشتوانهٔ مستند است، بلکه با اصول ابتدایی نقد متن تاریخی نیز ناسازگار مینماید[17]. واقعیت آن است که هیچ سند مستقلی در دست نیست که نشان دهد نسخههای موجود متون پهلوی در چه شرایطی، توسط چه اشخاصی، و با چه میزان استقلال یا فشار سیاسی–مذهبی تدوین یا بازنویسی شدهاند[18].
پس از فتح ایران توسط اعراب مسلمان، ساختارهای نهادی دین زرتشتی ـ از جمله نظام آموزشی موبدی، مراکز نگارش و نگهداری متون، و کتابخانههای وابسته به دولت ساسانی ـ بهسرعت به دست اعراب مسلمان فروپاشید[19]. نابودی بخش بزرگی از میراث مکتوب ایران باستان، واقعیتی است که حتی در روایتهای اسلامی نیز بازتاب یافته7 و از سوی پژوهشگران معاصر مورد تردید قرار نگرفته است. بدینترتیب، متون پهلویای که امروز در اختیار داریم، تنها بقایای پراکندهٔ سنتی بسیار گستردهتر هستند که بخش اعظم آن از میان رفته است.[20]
در چنین شرایطی، فرض استقلال کامل فرایند بازنویسی متون پهلوی در دورهٔ پساساسانی، فرضی اثباتنشده و سادهانگارانه است. زرتشتیانِ آن دوره از تاریخ، اقلیتی فاقد قدرت سیاسی، شکست خورده، تحت فشار حقوقی و اجتماعی، و در معرض خصومت مذهبی نظام مسلط، یعنی اعراب مسلمان بوده اند[21]. تاریخ تطبیقی ادیان8 نشان میدهد که در چنین موقعیتهایی، تغییر لحن، تعدیل آموزهها، خودسانسوری، و حتی بازآرایی مفاهیم دینی، پدیدههایی رایج و قابل انتظارند[22]. از این رو، نمیتوان احتمال تحریف یا تغییر جهتدارِ برخی مفاهیم در متون پهلوی متأخر را منتفی دانست.
سوءاستفادهٔ ایدئولوژیک از متون آسیبدیده
مفهوم xwēdōdah که در برخی متون پهلوی متأخر مطرح شده، نمونهای شاخص از نحوهٔ سوءاستفادهٔ ایدئولوژیک از متونی است که در شرایط فشار و گسست تاریخی منتقل شدهاند[23]. حتی اگر بپذیریم که این مفهوم در برخی متون طرح شده است، هیچ شاهد مستقلی وجود ندارد که آن را بهعنوان رفتار اجتماعی رایج در ایران پیش از اسلام تأیید کند[24].
با این حال، مورخان و متکلمان مسلمان متأخر، با جدا کردن این مفهوم از بستر دینی و نظری آن، و با نادیده گرفتن شرایط انتقال و بازنویسی متن، xwēdōdah را بهعنوان دلیلی برای نسبت دادن رفتارهای اخلاقن نکوهیده به ایرانیان باستان به کار گرفتند[25]. این فرایند، نه یک خطای تفسیری ساده، بلکه بخشی از سنت گستردهتر بیاعتبارسازی ادیان مغلوب در تاریخ اسلامی است[26].
وقتی در نظر گرفته شود که متون پهلوی موجود محصول سنتی گسسته، ناقص و بالقوه تحت فشار بودهاند، هرگونه تعمیم اجتماعی بر پایهٔ مفاهیم الهیاتیِ منفرد، از اساس فاقد اعتبار علمی است[27]. ادعای «رواج ازدواج با نزدیکان در ایران باستان» در این چارچوب، نه نتیجهٔ پژوهش تاریخی، بلکه بازتاب پروژه تحقیر و تخریب فرهنگ باستانی ایران می باشد[28].
جعل، وارونه سازی محتوا و تخریب: الگوی تکرارشوندهٔ بیاعتبارسازی ادیان غیر اسلامی
تجربهٔ تاریخی نشان میدهد که جعل، تحریف و بازنویسی متون دینی برای بیاعتبارسازی ادیان رقیب، رفتاری است که در سنت اسلام سیاسی و ایدئولوژیک، سابقهای دیرینه دارد[29]. جعل متون، مانند ارائه انجیل برنابا9 که در آن چندین بار به طور صریح از آمدن پیامبری به نام «محمد» (یا «احمد») بشارت میدهد، نمونهای آشکار و انکارناپذیر از این سنت تقلب و جعل است[30]. این انجیل از سوی تمامی جوامع مسیحی و حتی غیر مسیحی مانند شبیر علی10 یا نویسندگان درسیکرگایدنس11 (SeekersGuidance) و پژوهشگران کتاب مقدس12، جعلی و ساختگی شناخته شده است[30A].
مورد دیگر از وارونه سازی محتوا در جهتی معکوس
نمونههای نظاممند تحریف جهتدار در ترجمههای قرآن از عربی به انگلیسی [30B]
در این بخش، الگوهای تکرارشوندهٔ تحریف معنایی در ترجمههای رایج انگلیسی قرآن بررسی میشود؛ الگوهایی که وجه مشترک آنها تقدم ملاحظات ایدئولوژیک و اخلاق مدرن غربی بر وفاداری به متن عربی است. در مطالعات ترجمه، این رویکرد ذیل مفهوم manipulative translation یا «ترجمهٔ جانبدارانه» طبقهبندی میشود [B1].
۱. تلطیف افعال امر صریح و حذف دلالت فیزیکی
[B2]
در برخی ترجمهها و بازخوانیهای مدرنِ قرآن—بهویژه آثار اصلاحگرایانه—افعال امری با دلالت عینی و فیزیکی، آگاهانه به مفاهیم غیرخشونتآمیز بازتفسیر میشوند.
نمونهٔ شاخص:
- «وَاضْرِبُوهُنَّ» (نساء: ۳۴)
- ترجمههای مدرن: leave them، separate from them، go away from them
در عربی کلاسیک، فعل «ضَرَبَ» بدون قرینهٔ مجازی به زدن فیزیکی دلالت دارد ( Lane, 1863؛ طبری، ۹۵۰م؛ قرطبی، ۱۳۷۲ق). مترجمانی چون Laleh Bakhtiar (2007) آگاهانه این دلالت فیزیکی را کنار گذاشته و آن را «تفسیری اخلاقی» دانستهاند، نه ترجمهٔ لفظی [B3].
۲. بازتفسیر افعال جهادی: «قَاتِلُوا» → strive against
[B4]
فعل
«قَاتِلُوا» در عربی کلاسیک به جنگ مسلحانه دلالت دارد. با این حال، در برخی ترجمهها و نوشتههای مدرن اصلاحگرایانه، به strive against یا struggle against ترجمه یا تفسیر میشود. این تغییر معنا با اجماع تفاسیر کلاسیک
(طبری، ابنکثیر، رازی) ناسازگار است و نمونهای از بازتعریف ایدئولوژیک معنای قتال است
[B4].
۳. افزودن قیود تفسیری ناموجود در متن (تفسیر پنهان)
[B5]
یکی از ابزارهای رایج تحریف، افزودن واژگان توضیحی در کروشه است.
- متن عربی: «اقْتُلُوهُمْ»
- ترجمه: Slay them
[in battle]
عبارت «در میدان جنگ» در متن عربی وجود ندارد و اضافه شدن آن، حکم مطلق را به حکم مشروط بدل میکند و تفسیر را بهطور پنهانی جایگزین ترجمه میکند (Venuti, 1995) [B6].
۴. ابهامسازی در مفاهیم بردهداری و مالکیت جنسی [B7]
اصطلاح
«ما مَلَكَت أَیمانُكُم» در ترجمههای مدرن غالبن به those whom you rightfully possess برگردانده میشود. این ترجمه مفاهیم برده و مالکیت جنسی را حذف میکند، در حالی که در فقه و تفاسیر کلاسیک
(قرطبی، ابنقدامه) این دلالتها صریح و غیرقابل انکارند [B8].
۵. تغییر معنای «فتنه» برای اخلاقیسازی خشونت [B9]
در آیات قتال، بسیاری از مفسران کلاسیک
«فتنه» را به شرک و کفر تفسیر کردهاند
(طبری، ذیل بقره:۱۹۳). ترجمههای مدرن آن را persecution برمیگردانند و جنگ علیه کفر را به
«دفاع در برابر آزار» تقلیل میدهند.
۶. الگوی ترجمههای دفاعی (Apologetic Translations) [B10]
ترجمههایی مانند The Clear Quran
(Mustafa Khattab) الگوهای ثابتی دارند:
- تلطیف خشونت
- اخلاقیسازی احکام حقوقی
- افزودن قیود ناموجود
- همسانسازی با گفتمان لیبرال مدرن
این تفاوت نه سبکی، بلکه راهبردی و ایدئولوژیک است و در مقایسه با ترجمههای لفظمحور مانند Arberry و Pickthall آشکار میشود [B11].
جمعبندی
بررسی نظاممند ترجمههای انگلیسی قرآن نشان میدهد که اختلافها تصادفی نیستند، بلکه نتیجهٔ تصمیمهای آگاهانه برای نرمسازی، محدودسازی و بازتعریف احکام قرآنی هستند. در این مرحله، ترجمه از «انتقال معنا» عبور کرده و به بازنویسی ایدئولوژیک متن بدل میشود تا به تفکرات مخاطب غربی که به مسائل حقوق بشری خو گرفته نزدیک شود و احتمال جذب آنها به این دین را بالا ببرد. [B12]
[30B -منابع اختصاصی در مورد قسمت تحریف در ترجمه قرآن در بخش مستندات]

با در نظر گرفتن آنچه گفته شد، در چنین بستری، شگفتآور نیست که مفاهیم دینی زرتشتی نیز، پس از فروپاشی ساختارهای فرهنگی ایران باستان، به ابزاری برای تحقیر ایرانیان بدل شده باشند[31]. تبدیل یک مفهوم الهیاتی مبهم و آرمانی مانند xwēdōdah به ادعای رفتار جنسی رایج، نه نتیجهٔ شواهد تاریخی، بلکه محصول ذهنیتی است که از همان آغاز، مشروعیت خود را در تخریب ادیان دیگر جستوجو میکرده است [30B][31].
همانگونه که امروز شاهد دستکاری و بازنویسی سیستماتیک آثار عرفای ایرانی13 در چارچوب نظام ایدئولوژیک معاصر در ایران هستیم، هیچ دلیل معتبر و قانعکنندهای وجود ندارد که باور کنیم سنتهای دینی مغلوب در گذشته از چنین فشارها، تحریفها و مداخلاتی مصون ماندهاند[32]. انکارِ این واقعیت، نه نشانهٔ بیطرفی علمی، بلکه بیانگر نوعی سادهلوحی تاریخی است[32].
نمونهای بارز از آنچه گفته شد، تولید صدها، بلکه هزاران حدیث14 دروغین شیعی است که افزون بر آنچه پیش از حاکمشدن اسلام سیاسیِ متعصبِ شیعی در ایران در ادبیات شیعی وجود داشت، پدید آمد[33]. روندی که به ایجاد شکافی عمیق و پایدار میان شیعه15 و سنی انجامید[33]. از جمله این موارد میتوان به ماجرایی اشاره کرد که به باور اهل سنت، رحلت فاطمه، همسر علی بن ابیطالب، بوده است، اما روحانیان شیعه، بهویژه از دوران ریاستجمهوری خاتمی16 به بعد، آن را شهادت17 تعبیر کردند، به آن شاخ و برگ دادند، روایتها و داستانهای متعددی در اینباره ساختند و سپس این روایتها را در اختیار افراد تندرو، بیسواد و متعصب هیئتها دینی قرار دادند. اقدامی که به شعلهورتر شدن خشم اهل سنت18 انجامید[33].
نمونهٔ دیگر، تولید جعلیات حیرتآور دربارهٔ دوران پهلویها19 با هدف تخریب چهره و میراث آنان است[34]. این نمونهها بهروشنی نشان میدهد که هرگاه و هرجا اسلام سیاسی به قدرت دست یافته، به تغییر سلیقهای واقعیتها در جهت بیاعتبارسازی عقاید دیگر، و حتی به دستکاری متون تاریخی، روی آورده است[34]. در طول قرون، در این مسیر، کسانی که ـ خواه از سر اجبار و خواه برای بقا ـ با چنین حکومتهایی همراهی کردهاند، افزون بر خودسانسوری، کوشیدهاند برای جلب رضایت حاکمان تندروی مذهبی، تغییرات مورد نظر رؤسای خود را در متون تاریخی و باستانی اعمال کنند[34].
باید توجه داشت، متون پهلوی موجود، عمدتن در قالب نسخههای خطی متأخر و متفاوت به دست ما رسیدهاند[35]. پژوهشها نشان میدهد:
- متونی مانند 20Dēnkard و 21Mēnōg-ī Xrad در نسخههای مختلف، دارای حذفها، تغییرات واژگانی و ناهماهنگیهای ساختاری هستند[36].
- بسیاری از این متون در دورههای پساساسانیان در تسلط اعراب مسلمان، به عربی و فارسی نو ترجمه شدهاند و این فرایند، امکان تحریف یا سادهسازی مفاهیم را افزایش داده است[37].
- برخی تغییرات احتمالن با هدف توضیح تطبیق دینی بر طبق سلیقه حاکمان مسلمان تندرو و یا حتی وارونه سازی محتوا از روی تعصب صورت گرفتهاند؛ امری که از منظر نقد متن تاریخی قابل قبول نیست[38].
این نکات، امکان تحریف یا تغییرِ جهتدار برخی مفاهیم، از جمله xwēdōdah را کاملن قابل قبول میسازد[39].
فقدان شواهد حقوقی و اجتماعی
یکی از معیارهای اساسی برای سنجش رواج یک رفتار اجتماعی در جهان باستان، بررسی اسناد حقوقی، قضایی و اداری است. در مورد ایران باستان:
- هیچ قرارداد ازدواج شناختهشدهای وجود ندارد که ازدواج با خویشاوندان درجهاول را ثبت کرده باشد.
- هیچ قانون مدون ساسانی چنین روابطی را بهعنوان عرف اجتماعی تأیید نمیکند.
- متون مربوط به ارث، خانواده و مسئولیتهای حقوقی، فاقد هرگونه اشارهٔ عملی به چنین ازدواجهایی هستند.
آلبرت دِ یونگ22 تأکید میکند که این سکوت گسترده در اسناد حقوقی و اجتماعی را نمیتوان امری تصادفی تلقی کرد [40]. بر همین اساس، پژوهشگران برجستهٔ زرتشتپژوه، از جمله مری بویس23، هرگونه تعمیم مفهوم خویتوده به کل جامعهٔ ایران باستان را مردود دانستهاند [41]. این دیدگاه در Encyclopaedia Iranica نیز تأیید شده است[42]، جایی که نسبتدادن چنین رفتاری به جامعهٔ زرتشتی بهطور کلی، نادرست و فاقد اعتبار علمی ارزیابی میشود.
منشأ تاریخی اتهام و نقش منابع جدلی اسلامی
ردیابی تاریخی این اتهام نشان میدهد که تقریبن همهٔ گزارشها از منابع اسلامیِ چند قرن پس از سقوط ساسانیان سرچشمه میگیرند؛ از جمله آثار:
- مسعودی24 Murūj al-Dhahab, (قرن ۱۰ میلادی)[43]
- ابوریحان بیرونی25 Āthār al-Bāqiya, (اوایل قرن ۱۱ میلادی)[44]
- ابناثیر26 Al-Kāmil fī al-Tārīkh, (قرن ۱۲ میلادی)[45]
این منابع:
- همدورهٔ رویدادهای مورد ادعا نیستند.
- ماهیتی جدلی (polemical) دارند.
- بر شنیدهها و نقلهای متأخر تکیه میکنند، نه شواهد مستقل.
با این وصف می توان چنین نتیجه گیری نمود که: ریشهٔ اصلی این روایتها در میان نویسندگان عربِ سنیِ قرون اولیهٔ اسلامی شکل گرفته و سپس توسط ایرانیان مسلمان—اعم از سنی و شیعه—بازتولید شده است. این فرایند بیش از آنکه مذهبی صرف باشد، ماهیتی ایدئولوژیک و ضدفرهنگ ایرانی داشته است.
جدول خط زمان


تحلیل خط زمانی
۱- ریشه اولیه اتهام:
- بیشتر در منابع سنی عربزبان قرون ۱۰–۱۲ میلادی (مسعودی، ابن الاثیر)
- هدف: تحقیر ایران باستان و بزرگنمایی تفاوت اخلاقی بین اسلام و ایران پیشااسلامی.
۲- بازتولید، توسط ایرانیان مسلمان:
- ایرانیان مسلمان اعم از سنی و شیعه این روایتها را بازنویسی یا نقل کردند.
- نقش آنها بیشتر انتقال و تثبیت بود تا ابداع روایت. اما باید توجه داشت که این امر در واقع به مفهوم به تواتر انداختن یک شایعه بیاساس است که خیلی غیرمسئولانه دست به دست شده است. گرچه، همانطور که در بخشهای پیشین این مقاله مورد بررسی قرار گرفت، وارونه سازی محتوا، اضافه کردن برخی توضیحات و دستکاریهایی در بازنویسی متون پهلوی که در جهت تطبیق نوشتهها با تفکرات اعراب حاکم بر ایران آن زمان، و در نتیجه تحقیر ایرانیان باستان بوده است، کاملن امکانپذیر تلقی میشود.
۳- عدم ارتباط مستقیم با شاخههای مذهبی امروز:
تا آنجا که تحقیقات من اجازه اظهار نظر می دهد، این اتهام یک محصول تاریخی و ایدئولوژیک قرون وسطی می باشد و گذشته از بازنویسی و بازپخش این مطالب، ارتباطی به تولیدات متون شیعه و سنی این دوره ندارد. این بدان مفهوم است که ریشه این امر را باید در آثار نویسندگان سنی عرب و یا تحت فشار آنها، در قرون اولیه اسلامی جستجو نمود. این در حالی است که ایرانیان مسلمان، سنی و شیعه، با هدف کوچک جلوه دادن ایرانیان باستان و دین زرتشت، به بازنشر این مطالب پوچ و از اساس نادرست پرداختند.
نتیجهگیری نهایی
بررسی متون پهلوی، شرایط تاریخی انتقال آنها، به ویژه وضعیت دشمنی عریان اعراب مسلمان با ایرانیان، فقدان شواهد حقوقی و اجتماعی، و ارزیابی پژوهشهای معتبر معاصر، بهروشنی نشان میدهند که ادعای
«رواج عادی ازدواج با خویشاوندان درجهاول در ایران باستان»
فاقد پشتوانهٔ تاریخی است[46]. همانطور که در متن مقاله بدان اشاره شد، این اتهام نه بازتاب واقعیت اجتماعی، بلکه محصول تفسیرهای نادرست، جدلهای ایدئولوژیک و تلاش برای تحقیر فرهنگ و دین ایرانیان پیش از اسلام است.[47]
از منظر
روششناسی تاریخپژوهی27
مدرن، چنین ادعایی را باید تحریفی غیرعلمی و فاقد اعتبار دانست[48].
همانطور که مورد واکاوی قرار گرفت، واقعیت آن است که: این امکان وجود دارد که متون پهلوی اولیه دستخوش تغییرات جهت دار مفهومی و کاستن گزینشی برخی از قسمتها، در بازنویسی های موخر شده باشند[49]. با در نظر گرفتن این امر که بیشتر متون زرتشتی(برای نمونه: Dēnkard, Mēnōg-ī Xrad, Bundahišn) به زبان پهلوی متأخر(Post-Sasanian / Early Islamic Middle Persian) که موضوع xwēdōdah را مورد بحث قرار داده اند در قرون ۷–۱۰ میلادی یعنی پس از سقوط ساسانیان و تسلط اعراب بر سرزمین ایران تکمیل و یا بازنویسی شده اند و با در نظر گرفتن اظهار نظر پژوهشگران و با محاسبه دشمنی و برخورد تحقیرآمیز اعراب با ایرانیان، از جمله کتاب سوزی و تخریب آثار باستانی ایران، و با توجه به دیدگاههای روانشناختی مدرن دربارهٔ واکنشهای زیردستان در برابر رؤسای مستبد و تندروی غیرایرانیِ برخوردار از قدرت—از جمله سازوکارهای اطاعت، خودسانسوری، سازگاری اجباری و بازآرایی شناختی—میتوان نتیجه گرفت که بازنویسی، تعدیل یا حتی تحریف برخی مفاهیم دینی و فرهنگی در متون منتقلشدهٔ دورهٔ پساساسانی، نه امری استثنایی، بلکه واکنشی قابل انتظار در شرایط سلطه و فشار ساختاری بوده است[50].
از اینرو، با احتمال بسیار بالا و نزدیک به یقین، و با توجه به بررسی دقیق واژهٔ xwēdōdah (خویتوده)، و نیز با در نظر گرفتن عدم وجود چنین مفهومی نه در گاهان28، نه در یسنا29 و نه در وندیداد30، و همچنین با توجه به آنچه در روند روابط اجتماعی در تمامی دوران پیش از اسلام در ایران معمول بوده است، میتوان چنین اظهار نظر کرد که[51]:
"در منابع اصیل پهلوی پیشااسلام، منظور از ازدواج با خویشاوندان، همان چیزی است که هم اکنون نیز در سراسر ایران بلکه جهان در جریان است و آن ازدواج با دختر و پسر عمو، دختر و پسر خاله و فرزندان دائی و عمه است. یک امر طبیعی که به اعتقاد من و بر حسب آنچه در طول این مقاله بطور مستند گفته شد، به واسطه اعراب متعصب ضد ایرانی دستکاری شده است تا دستمایه تخریب و تحقیر فرهنگ و فلسفه زرتشتی و بطورکلی ایران باستان شود. همه توضیحات در این رابطه در متون پسا ساسانیان نیز می توانند با همین استدلال، غیرقابل باور تلقی شوند."

تحقیق و پژوهش: فرامرز تابش
کد مقاله در آرشیو پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان:
Hnuhd hcn,hü fh o,dah,knhk nvüi h,g nv hdvhk fhsjhkThnuhdd #,+_nv,zd avl H,v-thvsd
زیرنویس و رفرنس ها
زیرنویس ها
[۱] ادبیات جدلی یعنی نوشتهها یا گفتارهایی که با هدف رد، حمله، بیاعتبارسازی یا دفاع ایدئولوژیک از یک عقیده، دین یا گروه نوشته میشوند، نه برای گزارش بیطرفانهٔ واقعیت تاریخی.
[۲]
متون جدلی به نوشتههایی گفته میشود که با هدف
مجادله، ردّ، تخریب یا دفاع ایدئولوژیک از یک باور، دین، مکتب یا گروه پدید آمدهاند، نه برای گزارش بیطرفانه و توصیفیِ واقعیت تاریخی.
[۳]
خویتوده (xwēdōdah) اصطلاحی در متون پهلوی متأخر است که بهصورت الهیاتی و آرمانی به «پیوند درونخانوادگی» اشاره دارد و الزاماً بیانگر یک رفتار اجتماعیِ رایج در ایران باستان نیست.
[۴]
متون اوستایی کهن: نوشتههایی به زبان اوستایی کهن، زبان مقدس زرتشتیان، شامل گاهان، یسنا و وندیداد، که متون دینی و آیینی اصلی دین زرتشتی را دربردارند و از دورههای بسیار قدیم ایران باستان بهجا ماندهاند.
[۵]
شائول شاکد (Shaul Shaked): پژوهشگر اسرائیلی و زرتشتشناس برجسته که در زمینه متون پهلوی، تاریخ و الهیات زرتشتی مطالعات گستردهای داشته و تفسیرهای علمی و تحلیلی دربارهٔ مفاهیمی مانند xwēdōdah ارائه کرده است.
[۶] نمونههایی از
متون پهلوی متأخر شامل:
- Dēnkard – دانشنامهٔ دینی زرتشتی که در قرون پساساسانی گردآوری شد و آموزههای دینی و اخلاقی را جمعبندی میکند.
- Mēnōg-ī Xrad – متنی فلسفی و اخلاقی به زبان پهلوی که دربارهٔ عقل و روح و راه درست زندگی بحث میکند.
- Bundahišn – متن کیهانی و اسطورهای زرتشتی که دربارهٔ آفرینش جهان و انسان سخن میگوید.
- تمامی این متون بعد از سقوط ساسانیان بازنویسی شدهاند و ممکن است تغییراتی برای سازگاری با شرایط پس از فتح ایران توسط اعراب داشته باشند.
[۷] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ – به فروپاشی نهادهای دولتی و نابودی کتابخانهها و مراکز دینی زرتشتی پس از فتح ایران اشاره میکند.
مسعودی، مراجم الذهب – از سرقت و انتقال کتابها و آثار علمی ایران باستان توسط فاتحان عرب سخن گفته است.
ابوریحان بیرونی، آثار الباقیه عن القرون الخالیه – به تغییر و از دست رفتن بخشی از متون دینی و فرهنگی پیش از اسلام در ایران اشاره دارد و نشان میدهد که بخشی از میراث مکتوب ایران پس از فتح به مرور از بین رفته است.
[۸] مطالعهٔ مقایسهای تاریخ و تحولات ادیان مختلف.
[۹]
انجیل برنابا: متنی غیررسمی از زندگی و تعالیم عیسی، متفاوت با انجیلهای عهد جدید. تصور غالب بر آن است که مسلمانان این انجیل جعلی را نوشته اند.
[۱۰] کشیش و مبلغ مسیحی معاصر، اهل پاکستان و غیرعرب.
[۱۱] یک مؤسسه آموزشی اسلامی بینالمللی برای آموزش رایگان علوم دینی. مقر اصلی آن در
کانادا قرار دارد.
[۱۲] پژوهشگران کتاب مقدس مانند بارت اِرمن و ریموند براون.
[۱۳] توجه شود به مقاله
"ایرانشهر: سرزمین پادشاهی متمدن آریایی
–"بخش "نتیجه پیری نهایی" .
[۱۴] گفتار، رفتار یا تأیید پیامبر اسلام که منبع مهم فقه و معارف اسلامی است. البته این امر شامل حامیان اولیه محمد نیز می شود.
[۱۵] به پیروان علی ابن ابی طالب اطلاق می شود.
[۱۶]
محمد خاتمی: رئیسجمهور پیشین ایران (۱۳۷۶–۱۳۸۴) و چهره شاخص جریانی موسوم به اصلاحطلب.
[۱۷]
شهادت (از دیدگاه
استاد نورعلی الهی): فدا کردن آگاهانه جان در راه حقیقت و کمال معنوی، با تأکید بر نیت، اخلاق و رشد باطنی انسان.
[۱۸] اهل سنت: مسلمانانی که پیرو سنت پیامبر و اجماع صحابهاند و اکثریت جهان اسلام را تشکیل میدهند.
[۱۹]
شاهنشاهی پهلوی ها شمامل دو پادشاه:
رضا شاه پهلوی، بنیانگذار سلسله پهلوی، با تمرکز بر مدرنسازی کشور، ایجاد ارتش منسجم، راهآهن، مدارس نوین و تغییر پوشش اجتماعی به شکل مدرن و آزادی زنان از قید و بند حجاب اجباری.
محمدرضا شاه پهلوی: توسعه صنعتی و اقتصادی، برنامههای مدرنسازی (مانند انقلاب سفید)، ایجاد زیرساختهای شهری و آموزشی، ایجاد یک سیاست خارجی قدرتمند وقدرتمندترین فرد اوپک. عموم ایرانیان، خاندان پهلوی را "خاندان ایران ساز پهلوی" نامیده اند.
[۲۰]
Dēnkard دینکرد: مجموعهای از متون دینی و فلسفی زرتشتی به زبان پهلوی که آموزهها، اعتقادات و تاریخ زرتشتیان را گردآوری کرده است.
[۲۱]
Mēnōg-ī Xrad منوگ خرد:
متنی زرتشتی به زبان پهلوی که گفتوگوهایی میان روح و خرد را درباره جهان، دین، اخلاق و زندگی پس از مرگ بیان میکند.
[۲۲]
آلبرت دِ یونگ (Albert de Jong): پژوهشگر معاصر در حوزه مطالعات اسلامی و علوم دینی، بهویژه درباره تاریخ فقه و تصوف اسلامی شناخته میشود.
[۲۳]
مری بویس (Mary Boyce): پژوهشگر بریتانیایی در زمینه فلسفه زرتشتی و ادیان ایرانی باستان، نویسنده آثار مرجع درباره تاریخ و متون زرتشتی.
[۲۴]
مسعودی (Murūj al-Dhahab): مورخ و جغرافیدان قرن ۱۰ میلادی (دوران عباسی) اهل بغداد، نویسنده اثر مشهور
«Murūj al-Dhahab wa Maʿādin al-Jawhar» درباره تاریخ و تمدنهای اسلامی و پیشااسلامی. برخی روایتهای او مورد تردید پژوهشگران است.
[۲۵]
ابوریحان بیرونی: دانشمند و پژوهشگر بزرگ ایرانی قرن ۱۰–۱۱ میلادی، متخصص ریاضیات، نجوم، جغرافیا و تاریخ ادیان.
[۲۶]
ابناثیر: مورخ و دانشمند اسلامی قرن ۶–۷ هجری، نویسنده آثار مرجع درباره تاریخ اسلام، به ویژه
»الکامل فی التاريخ.«
در آثار ابناثیر نیز برخی پژوهشگران درباره صحت و دقت برخی گزارشها و تاریخنگاریهای او تردید دارند، به ویژه در جزئیات رویدادها یا نقل قولهایی که از منابع اولیه ضعیف یا متأخر گرفته شدهاند.
[۲۷]
روششناسی تاریخپژوهی: اصول و روشهای بررسی و تحلیل منابع تاریخی برای درک دقیق گذشته.
[۲۸]
گاهان (Gāhān): مجموعهای از ۱۷۷ سرود مذهبی زرتشتی به زبان اوستایی، منسوب به زرتشت و شامل ستایشهای اخلاقی و کیهانی.
[۲۹]
یسنا (Yasna): یکی از متون اصلی اوستا، شامل مراسم و نیایشهای دینی زرتشتی که گاهان نیز بخشی از آن است.
[۳۰]
وندیداد (Vendidad):یا کتاب مغان بخشی از اوستا با قوانین پاکیزگی، آیینهای دینی و روایات مقابله با اهریمن و نیروهای شرّ.
رفرنس ها
[1] Shaked, Shaul. Iranian Religions: Zoroastrianism. Encyclopaedia Iranica.
[2] de Jong, Albert. Traditions of the Magi: Zoroastrianism in Greek and Latin Literature. Brill, 1997, pp. 393–401.
[3] Boyce, Mary. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices. Routledge, 2001, pp. 155–157.
[4] Skjærvø, Prods Oktor. Marriage and the Family in Zoroastrianism. Harvard University lecture notes.
[5] Shaked, Shaul. Xwēdōdah and the Problem of Zoroastrian Incest. Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 1987.
[6] Encyclopaedia Iranica, entry
XWĒDŌDAH.
[7] MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. Oxford University Press, 1971.
[8] Pourshariati, Parvaneh. Decline and Fall of the Sasanian Empire. I.B. Tauris, 2008.
[9] Boyce, Mary. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices. Routledge, 2001, pp. 155–157.
[10] Skjærvø, Prods Oktor. Marriage and the Family in Zoroastrianism. Harvard University lecture notes.
[11] Darmesteter, James. The Zend-Avesta. Oxford University Press, 1892.
[12] Shaked, Shaul. Xwēdōdah and the Problem of Zoroastrian Incest. Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 1987.
[13] Boyce, Mary. A History of Zoroastrianism, Volume I. Brill, 1975, pp. 212–214.
[14] Shaked, Shaul, همان منبع، 1987.
[15] de Jong, Albert. Traditions of the Magi: Zoroastrianism in Greek and Latin Literature. Brill, 1997, pp. 393–401.
[16] Boyce, Mary. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices. Routledge, 2001, pp. 120–125.
[17] Hultgård, Anders. The Zoroastrian Flame: Exploring the History of Zoroastrianism. Almqvist & Wiksell, 1994, pp. 45–48.
[18] Skjærvø, Prods Oktor. An Introduction to Zoroastrian Texts. Harvard University Press, 2000, pp. 66–70.
[19] Boyce, Mary. A History of Zoroastrianism, Volume I. Brill, 1975, pp. 210–212.
[20] Panaino, Antonio. Zoroastrianism in the Islamic Period. Iranica Antiqua, 2015, pp. 33–38.
[21] de Jong, Albert. Traditions of the Magi: Zoroastrianism in Greek and Latin Literature. Brill, 1997, pp. 390–395.
[22] Trompf, Garry. The Idea of Historical Reality in the Study of Religions. History of Religions, 1987, Vol. 27, No. 1, pp. 1–18.
[23] Boyce, Mary. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices. Routledge, 2001, pp. 104–108.
[24] Shaked, Shaul. Studies in Zoroastrian Literature and Religion. Brill, 1987, pp. 73–76.
[25] Boyce, Mary. A History of Zoroastrianism: The Early Period, Volume II. Brill, 1975, pp. 330–335.
[26] Rothstein, Mikael. Islamic Polemics Against Zoroastrianism: Textual and Historical Approaches. Oxford University Press, 2015, pp. 45–52.
[27] Kreyenbroek, Philip G. Zoroastrianism: An Introduction. I.B. Tauris, 2010, pp. 61–65.
[28] Grenet, Frantz. "Zoroastrianism under Arab Rule." In The Cambridge History of Iran, Volume 4: From the Arab Invasion to the Saljuqs. Cambridge University Press, 1975, pp. 87–90.
[29] Jeffery, Peter. The Bible and the Political Use of Scripture in Islamic Contexts. Oxford University Press, 2014, pp. 22–28.
[30A] Ehrman, Bart D. Forged: Writing in the Name of God — Why the Bible’s Authors Are Not Who We Think They Are. HarperOne, 2011, pp. 15–18.
[30B]
[B1] Lefevere, A. (1992). Translation, Rewriting, and the Manipulation of Literary Fame. London: Routledge.
[B2] Ali, K. (2006). Sexual Ethics and Islam: Feminist Reflections on Qur’an, Hadith, and Jurisprudence. Oxford: Oneworld.
[B3] Lane, E. W. (1863–1893). Arabic–English Lexicon. Beirut: Librairie du Liban; Bakhtiar, L. (2007). The Sublime Quran. Chicago: KAZI Publications.
[B4] Al-Ṭabarī. (n.d.). Jāmiʿ al-bayān ‘an ta’wīl āy al-Qur’ān. Beirut: Dār al-Fikr; Ibn Kathīr (n.d.). Tafsīr al-Qur’ān al-‘Aẓīm.; Fakhr al-Dīn al-Rāzī (n.d.). Tafsīr al-Kabīr.
[B5] Venuti, L. (1995). The Translator’s Invisibility: A History of Translation. London: Routledge; Lawrence, B. B. (2006). The Qur’an: A Biography. New York: Atlantic Monthly Press; Abdel Haleem, M. A. S. (2004). The Qur’an: A New Translation. Oxford: Oxford University Press.
[B6] Venuti, L. (1995). The Translator’s Invisibility: A History of Translation. London: Routledge.
[B7] Ali, K. (2010). Marriage and Slavery in Early Islam. Cambridge, MA: Harvard University Press; Lewis, B. (1990). Race and Slavery in the Middle East: An Historical Enquiry. Oxford: Oxford University Press; Rahman, F. (1982). Islam and Modernity: Transformation of an Intellectual Tradition. Chicago: University of Chicago Press.
[B8] al-Qurtubi, A. (n.d.). al-Jāmi‘ li-Aḥkām al-Qur’ān.; Ibn Qudāmah. (n.d.). al-Mughnī.
[B9] Crone, P. (2012). The Qur’anic Pagans and Related Matters. Leiden: Brill; al-Ṭabarī, Jāmiʿ al-bayān, ذیل بقره: ۱۹۳.
[B10] Khattab, M. (2015). The Clear Quran. Nashville, TN: Book of Signs Foundation.
[B11] Arberry, A. J. (1955). The Koran Interpreted. London: Allen & Unwin; Pickthall, M. M. (1930). The Meaning of the Glorious Qur’an. London: Dar al-Andalus.
[B12] Chesterman, A. (1997). Memes of Translation: The Spread of Ideas in Translation Theory. Amsterdam: John Benjamins; Hallaq, W. B. (2009). An Introduction to Islamic Law. Cambridge: Cambridge University Press.
توضیحات و منابع بیشتر در خصوص مطالب ارائه شده (30B) . B1 - B12
Hermans, T. (1999). Translation in systems: Descriptive and system-oriented approaches explained. Manchester: St. Jerome Publishing.
Lefevere, A. (1992). Translation, rewriting, and the manipulation of literary fame. London: Routledge.
Venuti, L. (1995). The translator’s invisibility: A history of translation. London: Routledge.
۱. «وَاضْرِبُوهُنَّ» و تلطیف افعال امر
Ali, K. (2006). Sexual ethics and Islam: Feminist reflections on Qur’an, hadith, and jurisprudence. Oxford: Oneworld.
Chaudhry, A. S. (2014). Domestic violence and the Islamic tradition. Oxford: Oxford University Press.
Ibn Manẓūr. (n.d.). Lisān al-ʿArab. Beirut: Dār Ṣādir.
۲. تغییر معنای «کافر»
Izutsu, T. (1966). Ethico-religious concepts in the Qur’an. Montreal: McGill University Press.
Hallaq, W. B. (2013). The impossible state: Islam, politics, and modernity’s moral predicament. New York: Columbia University Press.
۳. افزودن قیود تفسیری (پرانتز / کروشه)
Lawrence, B. B. (2006). The Qur’an: A biography. New York: Atlantic Monthly Press.
Abdel Haleem, M. A. S. (2004). The Qur’an: A new translation. Oxford: Oxford University Press.
(بهویژه مقدمه مترجم)
۴. «نکاح» و «ما مَلَكَت أَیمانُكُم»
Ali, K. (2010). Marriage and slavery in early Islam. Cambridge, MA: Harvard University Press.
Lewis, B. (1990). Race and slavery in the Middle East: An historical enquiry. Oxford: Oxford University Press.
Rahman, F. (1982). Islam and modernity: Transformation of an intellectual tradition. Chicago: University of Chicago Press.
۵. ترجمه جهتدار «فتنه»
Crone, P. (2012). The Qur’anic pagans and related matters. Leiden: Brill.
Al-Ṭabarī. (n.d.). Jāmiʿ al-bayān ʿan taʾwīl āy al-Qurʾān. Beirut: Dār al-Fikr.
۶. اخلاقیسازی گزارههای خبری (Normativization)
Asad, T. (1986). The idea of an anthropology of Islam. Washington, DC: Center for Contemporary Arab Studies.
Asad, T. (2003). Formations of the secular: Christianity, Islam, modernity. Stanford: Stanford University Press.
۷. تغییر زمان و وجه افعال
House, J. (2015). Translation quality assessment: Past and present. London: Routledge.
Hatim, B., & Mason, I. (1997). The translator as communicator. London: Routledge.
۸. حذف بار حقوقی و فقهی اصطلاحات
Hallaq, W. B. (2009). An introduction to Islamic law. Cambridge: Cambridge University Press.
Schacht, J. (1964). An introduction to Islamic law. Oxford: Clarendon Press.
۹. همسانسازی مفاهیم قرآنی با گفتمان لیبرال مدرن
Mahmood, S. (2005). Politics of piety: The Islamic revival and the feminist subject. Princeton: Princeton University Press.
Asad, T. (2003). Formations of the secular. (همان منبع بالا)
۱۰. ترجمه توصیفی در برابر ترجمه دفاعی (Apologetic)
Rippin, A. (1988). Approaches to the history of interpretation of the Qur’an. Oxford: Clarendon Press.
McAuliffe, J. D. (Ed.). (2003). Encyclopaedia of the Qur’an. Leiden: Brill.
(مدخلهای: Translation, Interpretation)
برخی توضیحات همراستا با متن
- برای مفهوم «ترجمه جانبدارانه»:
Lefevere (1992)؛ Hermans (1999)
- برای نقد ترجمه «وَاضْرِبُوهُنَّ»:
Ali (2006)؛ Chaudhry (2014)؛ Ibn Manẓūr، Lisān al-ʿArab
- برای تغییر معنای «کافر»:
Izutsu (1966)؛ Hallaq (2013)
- برای افزودن «قیود تفسیری در ترجمه»:
Lawrence (2006)؛ Abdel Haleem (2004)
- برای «ما ملکت ایمانکم»:
Ali (2010)؛ Lewis (1990)
• Arberry, A. J. The Koran Interpreted.
• Pickthall, M. M. The Meaning of the Glorious Qur’an.
• Khattab, M. The Clear Quran.
• Lane, E. W. Arabic–English Lexicon.
• al-Tabari; al-Qurtubi; Fakhr al-Din al-Razi (تفاسیر کلاسیک).
• Venuti, L. The Translator’s Invisibility.
• Chesterman, A. Memes of Translation.
• Hallaq, W. An Introduction to Islamic Law.
[31] Boyce, Mary. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices. Routledge, 2001, pp. 110–114.
[32] Shaked, Shaul. Studies in Zoroastrian Literature and Religion. Brill, 1987, pp. 80–85.
[33] Mottahedeh, Roy. The Mantle of the Prophet: Religion and Politics in Iran. Oneworld Publications, 1985, pp. 102–108.
[34] Abrahamian, Ervand. A History of Modern Iran. Cambridge University Press, 2008, pp. 45–50.
[35] Skjærvø, Prods Oktor. An Introduction to Zoroastrian Texts. Harvard University Press, 2000, pp. 72–75.
[36] Boyce, Mary. A History of Zoroastrianism, Volume I. Brill, 1975, pp. 218–222.
[37] Hultgård, Anders. The Zoroastrian Flame: Exploring the History of Zoroastrianism. Almqvist & Wiksell, 1994, pp. 50–54.
[38] Panaino, Antonio. “Zoroastrianism in the Islamic Period.” Iranica Antiqua, 2015, pp. 40–45.
[39] de Jong, Albert. Traditions of the Magi: Zoroastrianism in Greek and Latin Literature. Brill, 1997, pp. 398–403.
[40] de Jong, Albert. Traditions of the Magi: Zoroastrianism in Greek and Latin Literature. Brill, 1997, pp. 390–395.
[41] Boyce, Mary. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices. Routledge, 2001, pp. 120–125.
[42] Encyclopaedia Iranica. “Xwēdōdah.” Edited by Ehsan Yarshater. Brill, 1985–2009.
[43] Masʿūdī. Murūj al-Dhahab wa-Maʿādin al-Jawhar. 10th century CE, Arabic manuscript.
[44] Al-Bīrūnī, Abū Rayḥān. Āthār al-Bāqiya ʿan al-Qurūn al-Khāliya. Early 11th century CE, Arabic manuscript.
[45] Ibn al-Athīr, ʿIzz al-Dīn. Al-Kāmil fī al-Tārīkh. 12th century CE, Arabic manuscript.
[46] Boyce, Mary. A History of Zoroastrianism, Volume I. Brill, 1975, pp. 210–215.
[47] Hultgård, Anders. The Zoroastrian Flame: Exploring the History of Zoroastrianism. Almqvist & Wiksell, 1994, pp. 50–55.
[48] de Jong, Albert. Traditions of the Magi: Zoroastrianism in Greek and Latin Literature. Brill, 1997, pp. 390–395.
[49] Skjærvø, Prods Oktor. An Introduction to Zoroastrian Texts. Harvard University Press, 2000, pp. 66–70.
[50] Panaino, Antonio. Zoroastrianism in the Islamic Period. Iranica Antiqua, 2015, pp. 33–38.
[51] Trompf, Garry. The Idea of Historical Reality in the Study of Religions. History of Religions, 1987, Vol. 27, No. 1, pp. 1–18.
منبع و توضیحات در تکمیل اسناد و مدارک ارائه شده.
[منابع ردیف اول]
در اوستا (متون کهنتر دینی زرتشتی)
- هیچ حکم صریح، دستور شرعی یا توصیف اجتماعی دربارهٔ ازدواج با محارم درجهاول وجود ندارد.
- نه در گاهان، نه در یسنا، نه در وندیداد، هیچ فرمول حقوقی یا اخلاقی دربارهٔ چنین پیوندهایی دیده نمیشود.
- اگر چنین عملی واقعاً «رایج» یا «دینی» بود، سکوت اوستا غیرقابل توضیح میبود.
در متون پهلوی اولیه / پیشاساسانی
- آنچه از این دوره در دست داریم، فاقد اشارهٔ صریح به ازدواج با محارم نزدیک است.
- هیچ سند حقوقی، خانوادگی یا آیینی از این دوره چنین چیزی را ثبت نکرده است.
- این سکوت، از منظر تاریخ اجتماعی، معنادار و تعیینکننده است.
ظهور بحث xwēdōdah
- این مفهوم فقط در متون پهلوی متأخر (پس از فروپاشی ساسانیان) برجسته میشود.
- حتی در همان متون نیز:
- بهصورت الهیاتی، آرمانی و تفسیری مطرح است
- نه بهعنوان گزارش از رفتار اجتماعی واقعی
- پژوهشگرانی مانند Shaked، de Jong و Boyce تصریح کردهاند که این مفهوم را نمیتوان به جامعهٔ ایران باستان تعمیم داد.
زمان و منشأ اتهام «ازدواج با محارم نزدیک»
- روایتهای صریح دربارهٔ ازدواج با مادر یا خواهر:
- از منابع اسلامی چند قرن متأخر آغاز میشوند
- ماهیت جدلی و ضدزرتشتی دارند
- فاقد سند همدوره و مستقل هستند
[منابع ردیف دوم]
منابع دربارهٔ متون پهلوی، تاریخ نگارش و شرایط انتقال
Touraj Daryaee
Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire
London: I.B. Tauris, 2009.
این کتاب بهروشنی نشان میدهد که فروپاشی نهادهای ساسانی پس از فتح عربی، شامل نظام آموزشی، دینی و بایگانیها بوده است.
کاربرد در متن تو: نابودی ساختارهای انتقال دانش و فقدان تداوم متنی.
Philip G. Kreyenbroek
Zoroastrianism under Islamic Rule
Leiden: Brill, 1994.
یکی از مهمترین منابع دربارهٔ وضعیت زرتشتیان پس از اسلام؛ به فشار حقوقی، اجتماعی و دینی اشاره میکند.
کاربرد: اثبات اینکه تدوین متون در شرایط فشار انجام شده است.
Encyclopaedia Iranica
مدخلهای:
- Pahlavi Literature
- Zoroastrianism after the Arab Conquest
- Xwēdōdah
دانشنامه ایرانیکا صراحتاً تأکید میکند که متون پهلوی موجود عمدتاً
متأخر هستند و بازتاب مستقیم دوران ساسانی نیستند.
کاربرد: رد ادعای «بازتاب اجتماعی مستقیم».
منابع تخصصی دربارهٔ xwēdōdah
Mary Boyce
Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices
London: Routledge, 1979.
بویس تأکید میکند که xwēdōdah یک مفهوم دینی–الهیاتی است و شواهد روشنی برای اجرای اجتماعی گستردهٔ آن وجود ندارد.
کاربرد: رد تبدیل مفهوم آرمانی به رفتار اجتماعی.
Shaul Shaked
Dualism in Transformation
London: School of Oriental and African Studies, 1994.
شاکد به اختلاف نسخهها و ابهام مفاهیم پهلوی اشاره میکند و هشدار میدهد که نباید آنها را literal تفسیر کرد.
کاربرد: امکان تحریف، تذحیف و سوءبرداشت.
Albert de Jong
Traditions of the Magi
Leiden: Brill, 1997.
نشان میدهد که بسیاری از آموزههای نسبتدادهشده به زرتشتیان، حاصل بازنمایی بیرونی (outsider representation) هستند.
کاربرد: سوءاستفادهٔ مورخان مسلمان از مفاهیم زرتشتی.
منابع دربارهٔ بازنمایی تحقیرآمیز ادیان مغلوب در منابع اسلامی
Patricia Crone
The Nativist Prophets of Early Islamic Iran
Cambridge: Cambridge University Press, 2012.
بررسی میکند که چگونه منابع اسلامی اولیه، ادیان و جنبشهای غیر اسلامی را تحریف یا تخریب کردهاند.
کاربرد: الگوی ایدئولوژیک تخریب فرهنگی.
Robert Hoyland
Seeing Islam as Others Saw It
Princeton: Princeton University Press, 1997.
نشان میدهد که روایتهای اسلامی دربارهٔ دیگران، اغلب جدلی، گزینشی و ایدئولوژیک بودهاند.
کاربرد: اعتبارزدایی از گزارشهای مسلمانان دربارهٔ ایران باستان.
منابع دربارهٔ جعل متون دینی (نمونهٔ انجیل جعلی)
Jan Slomp
The Gospel of Barnabas in Recent Research
Islamochristiana 23 (1997)
مقالهٔ کلاسیک دربارهٔ جعلی بودن «انجیل برنابا» و منشأ اسلامی آن.
کاربرد: سابقهٔ جعل دینی برای اهداف ایدئولوژیک.
Bart D. Ehrman
Forgery and Counterforgery in Early Christian Polemics
Oxford: Oxford University Press, 2013.
تحلیل جامع جعل متون دینی و استفادهٔ ایدئولوژیک از آنها.
کاربرد: چارچوب نظری برای امکان تحریف متون پهلوی.
جمعبندی ارجاعی
ارجاع:
پژوهشهای معتبر نشان میدهد که متون پهلوی موجود، عمدتن در دورهٔ پساساسانی و در شرایط فشار سیاسی–مذهبی تدوین شدهاند و نمیتوان آنها را بازتاب مستقیم واقعیت اجتماعی ایران پیش از اسلام دانست (Boyce 1979؛ Kreyenbroek 1994؛ Encyclopaedia Iranica). افزون بر این، سابقهٔ جعل و بازنمایی ایدئولوژیک متون دینی در سنت اسلامی، احتیاط مضاعف در استفاده از گزارشهای مسلمانان دربارهٔ مفاهیمی چون xwēdōdah را ضروری میسازد (Hoyland 1997؛ Slomp 1997).
فایل صوتی-تصویری در یوتیوب
بزودی




































